العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
225
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
در خواهشت از او زارى كن كه برويت درهاى رحمت گشاده شود اگر دير جوابت دهد نااميدت نميكند . زيرا بخشش باندازهى درخواست است گاهى اجابت بتأخير مىافتد تا خواهش طولانىتر و بخشش فراوانتر گردد چه بسا چيزى خواستهاى پس به تو ندادهاند بعد بهتر از آن را يا در دنيا يا در آخرت به تو داده مىشود يا برميگردى بسوى بهتر از آن ، چه بسا خواهشها كه اگر به تو ميدادند در آن نابودى دين و دنياى تو بوده بايد خواهش تو از چيزى باشد كه زينتش برايت بجا ماند و سختى را از تو دور كند و ثروت نه براى تو ماند نه براى او پس اميد است كه سرانجام كارت را نيك يا بد به بينى يا اينكه پوشانندهى كريم به پوشاند . بدان پسرم كه تو براى آخرت آفريدهشدهاى نه براى دنيا ، براى نابودى نه براى هستى ، براى مردن نه براى زندگى ، همانا تو در جايگاه ناپايدار و جايى كه به اندازه كفافت بردارى ميباشى و در راه آخرتى و همانا تو رانده شده مرگ هستى كه نجات پيدا نميكند فراركنندهى آن و ناگزير ترا روزى دريابد . پس بيمناك باش از آن مبادا آنكه ترا دريابد در حال گناهى كه با خويشتن ميگوئى از آن برگردم پس از آن مرگ فاصله شود بين تو و توبهات در اين هنگام تو خويش را نابود كردهاى . پسرم فراوان به ياد مرگ و آنچه كه آن را از تو دور مىكند باش كه پس از مرگ گرفتار آن مىشوى . مرگ را پيش روى خود قرار ده زيرا كه مىآيد ترا در حالى كه از آن احتياط خود را كردهاى و براى آن كمر را محكم بستهاى ، ناگهان نمىآيد ترا كه بر تو پيروز شود يا فرا نگيرد ترا در حال فريب ، به ياد آور آخرت و نعمتها و عذاب دردناك آن را زيرا كه اين يادآورى ترا در دنيا پارسا مىكند و سختيهاى آخرت را كوچك جلوه مىدهد ، زينهار كه فريب بخورى از جاويدان بودن مردم دنيا و آزشان بر آن دنيا و خداوند ترا