العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

191

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

دعاى دل بى خبر را نمىپذيرد . و فرمود : آرزو رحمت است براى امت من و اگر آرزو نبود ما در بچه‌اش را شير نمىداد و باغبان نهالى نمىكاشت . و فرمود : هر گاه بسوى تو خردمند پند دهنده اشاره كرد بپذير و زينهار بپرهيز از مخالفت خردمندان كه در آن نابودى است . و حضرت مردى از انصار را عيادت كرد سپس فرمود : آنچه گذشته كفاره‌ى گناه و اجر است و آنچه باقيست عافيت و شكر است . فرمود : دو خوى است كه در مؤمن گرد نيايد بخالت و گمان بد . و فرمود : واى به آنان كه دنيا را به دين ميكشند براى مردم جلد گوسفند مىپوشند از نرمى ، زبان سخنشان شيرين‌تر از عسل و دلهايشان دل گرگ است خداى تعالى ميفرمايد : به من مغرور مىشويد يا به من جرى هستيد سوگند بعزت و جلالم فتنه‌اى برايتان برانگيزانم كه بردبار آنان را سرگردان گذارد . و بسوى بعضى از يارانش نوشت او را تسليت مىداد ، اما بعد پس خداى جل اسمه پاداش ترا بزرگ قرار دهد و بر تو صبر الهام كند ما و ترا سپاسگزارى روزى فرمايد همانا نفسها و مالها و اهل ما بخشش گواراى خداست و عاريه‌هائيست كه برميگردد تا زمان معينى و براى وقت معلومى ميگيرد و خداى تعالى بر ما قرار داده سپاس را هر گاه مىبخشد و صبر را هر گاه گرفتار مىكند و بود فرزند تو از بخشش‌هاى خداى تعالى در رشك و شادى و گرفت آن را از تو بپاداش پس‌انداز شده اگر صبر كنى و حساب نمائى پس بيتابى مكن كه بيتابى تو اجرت را ميبرد و اينكه پشيمان مىكند فردا ترا بر پاداش مصيبتت زيرا تو اگر پاداشت جلو داده مىشد مىدانستى كه مصيبت كمتر است از ثواب . بدان كه بيتابى چيز از دست داده را بر نگرداند و دفع نكند قضا را پس بايد ببرد افسوس تو آنچه را كه او فرود آينده است بجاى پسرت و السلام .