العلامة المجلسي ( مترجم : محمد باقر كمره اى )

52

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى )

و استعاره است براى مبالغه در اكرام مؤمن . 29 - مشكاة الانوار : از امام صادق عليه السّلام كه روز رستاخيز مرديكه فرمان دوزخ دارد بيكى از شما گذرد و گويد : اى فلانى بدادم برس كه من در دنيا به تو خوبى كردم و او بفرشته گويد رهاش كن و خدا هم فرمان دهد و رها گردد . 30 - و از همان : بسندش از امام صادق عليه السّلام ، روز رستاخيز بنده‌اى را آورند و حسنه‌اى ندارد و به او گويند يادآور شو كه حسنه‌اى دارى ؟ گويد : ندارم جز اينكه فلان بنده مؤمن به من گذر كرد و از من آب خواست تا وضو سازد و نماز بخواند و به او دادم و آن بنده را خوانند و او گويد : آرى پروردگارا ، و خدا جل شأنه فرمايد : من تو را آمرزيدم ، بندهء مرا ببهشت بريد . 31 - و از همان : بسندى از امام صادق عليه السّلام كه روز رستاخيز بمؤمن گويند : چهره مردم را بررسى كن و هر كس به تو شربتى نوشانده يا لقمه‌اى خورانده و يا چنين و چنان با تو كرده دستش را بگير و او را ببهشت بر - فرمود : او با مردى بسيار بصراط گذرد و فرشتگان گويند بكجا اى بنده خدا ؟ و ميگويد خدا جل شأنه اجازه دهيد به بنده‌ام و او را اجازه دهند و همانا مؤمن را مؤمن ناميدند براى اينكه از طرف خدا اجازه دهد و پذيرفته شود . 32 - و از همان بسندى از جابر بن يزيد جعفى كه امام باقر عليه السّلام فرمود : كه خدا در روز رستاخيز مؤمن را كارگزار نمايد و او هر چه بخواهد بكند ، گفتم : به من بازگو اين در كجاى قرآنست ! فرمود قول خدا : براى آنها است آنچه خواهند در آن و نزد ما فزونى است ( 35 - ق ) و خواست خدا به او واگذار است و فزونى از خدا شمار ندارد . وانگه فرمود : اى جابر : از دشمن ما نياز مخواه و از او خوراك مخواه و شربتى خواهش مكن همانا كه او در دوزخ جاويد است و مؤمن به او گذرد و او گويد آيا به تو چنين و چنان نكردم و او شرم كند و از دوزخش رها كند و همانا مؤمن را مؤمن ناميدند چون