العلامة المجلسي ( مترجم : محمد باقر كمره اى )

23

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى )

گويم : مانند اين آيه در سوره بقره گذشت آيه ( 62 ) پس هر كه گرويد ( 48 - الانعام ) و باور كرد رسولان را و به شد و در دنيا كار خوب كرد نه ترسى دارد از عذاب و نه اندوه خورد بفوت ثواب . ميگروند به دو ( 92 - الانعام ) كه قرآنست و بر نماز خود نگهبانند چه هر كه آخرت را باور دارد از عاقبت ترسد و از ترس انديشد تا بدان گرود و فرمان برد و نام نماز را برده چون ستون دين و پرچم ايمانست . راستى در آن ( 99 - الانعام ) فرو آوردن باران و روياندن گياهها و درختها و ميوه‌ها نشانه‌ها است بر هستى صانع دانا و حكيم و توانا كه آن را اندازه گيرد و تدبير كند و از حالى بحالى بگرداند براى مردمى كه باور ميدارند و از آن بهرمند ميشوند . آيا كسى كه مرده است ( 122 - الانعام ) بقولى يعنى كافر و زنده‌اش ساختيم و او را با ايمان رهنموديم و همانا كافر را مرده ناميده زيرا از زندگيش سودى نبرد و به ديگرى سودى ندهد و از مرده بدتر باشد و مؤمن را زنده ناميده زيرا براى خود و ديگرى بهى و سود دارد ، و بقولى يعنى نطفه بيجان بود و او را آدمى زنده كرديم و نورى برايش ساختيم كه با آن ميان مردم راه رود كه بقولى دانش و حكمت است زيرا دانش رهنمايد مانند روشنى در راهها يا مقصود قرآن و ايمانست و منظور از ظلمات كفر است . و قرآن و ايمان و دانش را نور گفته چون مردم بدانها بينا شوند و از ظلمت كفر و سرگردانى گمراهى به راه آيند زيرا كافر راه بر نيست و بينا به كار خود نباشد و از اين رو نابينا ناميده شود و چنين آراسته شده براى كفار كردارشان بقول حسن شيطان و نفسشان آن را آراسته براشان . و در كافى از امام باقر عليه السّلام مرده هيچ ندانست و نور راه امام و آنكه در ظلمت است امام نشناس . و در تفسير عياشى ( ج 1 ص 357 ) مرده آنكه امامت را نداند و نور ساخته