ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
583
معجم البلدان ( فارسى )
هرگاه دريا را از دور ببينيم تكبير گوييم . راهنما بخنديد و گفت اين نه دريا بلكه سقف خانههاى روميه است كه سرب اندودند . چون به شهر رسيديم ديديم كه گرداگرد آن چهل ميل درازا دارد . و به سر هر ميل يك دروازه است . و چون به نخستين دروازه رسيديم ، بازار دامپزشكان را ديديم . و چون چند پله بالاتر رفتيم به بازار صرّافان و بزّازان رسيديم پس به شهر در آمديم و در ميان آن برجى بلند ديديم كه در يك سوى آن كنيسه بود كه محرابش رو به باختر و در آن رو به خاور است . و در ميان اين برج بركهاى است پوشيده با مس كه آب شهر از آن بيرون مىآيد . و در ميان آن ستونى از سنگ و بر آن مجسمهء مردى از سنگ ديده مىشد . من از برخى مردم آنجا پرسيديم اين براى چيست ؟ او پاسخ داد : آن كسى كه اين شهر را بساخت به مردم گفت از شهر خود مطمئن باشيد تا روزى كه مردمانى با اين قيافه بر شهر شما يورش برند كه ايشان آن را خواهند گشود . برخى راهبان كه به روميه رفته و در آنجا زيسته بودند براى من گفتند كه مساحت شهر بيست و هشت ميل درازا بيست و سه ميل پهنا است و سه دروازه از زر دارد و از دروازهء زرّينى كه در خاور است تا دو دروازهء ديگر بيست و سه ميل راه است . سه سوى ديگر شهر در كرانهء درياست و سوى چهارم آن رو به خشكى است . نخستين دروازه خاورى و ديگرى باخترى و سومى يمنى است . شهر هفت دروازهء ديگر نيز جز اين سه دروازه دارد كه همه از مس زركوب مىباشد . دو ديواره از آجر و سنگ و ميان آنها فضايى به درازاى دويست ذراع ميان دو ديواره قرار دارد . پهناى ديوار بيرونى هجده ذراع و بلنداى آن شصت و دو ذراع است . ميان اين دو ديوار جوى آبى گوارا و شيرين به شهر مىرود [ 869 ] و با لولههاى مسين به درون خانهها مىشود . و درازاى هر لوله مسين چهل و شش ذراع و همهء لولهها دويست و چهل هزار لوله است كه همه از مس است . و درازاى جوى آب نود و سه ذراع در پهناى چهل و سه ذراع است . هرگاه دشمنى بر شهر يورش برد مردم لولهها را بربندند پس آب در ميان دو ديواره پر شود و مانع از تجاوز گردد . ميان دروازههاى زرّين تا خانهء پادشاه دوازده ميل راه است و بازار از خاور بسوى باختر كشيده شده با ستونهاى مسين و سقف مسين و در بالاى آن بازارى ديگر قرار دارد و در همهء آنها بازرگانان هستند . روبروى اين ديوار بازار ديگرى است بر ستونهاى مسين كه هر يك سى ذراع بلندا دارد و ميان اين ستونها جوى آب به سرتاسر بازار جريان دارد . كانالى از دريا برآمده به درون شهر و بازار مىرود پس كشتىها با بار بازرگانى خود بدان كانال در آمده به شهر و بازار در آيند و بر دكّانهاى بازرگانى يك يك بايستند و كالاى خود بر بازرگانان عرضه كنند و بازرگانان هر چه مىخواهند مىخرند و سپس كشتى از همان كانال به دريا بازمىگردد . در اين شهر كنيسهاى به نام مارپطروس و مارپولس دو حوارى مسيح برپاست و آن دو حوارى در آنجا به خاك شدهاند . و مساحت اين كنيسه هزار در پانصد ذراع و بلنداى آن دويست ذراع است . و در آنجا سه راهرو هست با پلهاى مسين كه به يكديگر مىرسند . كنيسهاى ديگر نيز كه به نام استفانوس بر پا شده كه به سيد الشّهدا معروف است . درازاى آن ششصد ذراع و پهناى آن سيصد ذراع و بلنداى آن صد و پنجاه ذراع است . و سه راهرو دارد كه با پلها به هم پيوسته . ستونهاى اين كنيسه و سقف آن و ديوارها و زمين و درها و پنجرهها و هر چه اجزاى آنهاست همه از يك سنگ است . در اين شهر كنيسههاى بسيار است از جمله بيست و چهار كنيسه براى ويژگان است و كنيسههاى بىشمار براى تودهء مردم . در اين شهر ده هزار دير براى مردان و زنان است و گرداگرد آن سى هزار ستون است . در همهء اين ديرها راهبان مىزيند . در ميان هر يك از دوازده هزار كوچهء اين شهر دو جوى آب روان است يكى براى آب نوشيدن و ديگرى براى بازگشت فاضلاب . دوازده هزار بازار نيز دارد كه در هر بازار كانال آب گوارا روان است . همهء بازارها با سنگ رخام سپيد فرش شده و ستونهاى مسين با لولههاى مسين دارد . و غير از آن بازارها بيست هزار بازار كوچك دارد . در اين شهر ششصد و شصت هزار گرمابه هست . بازارهاى اين شهر از ساعت [ 870 ] شش روز شنبه تا غروب آفتاب روز يكشنبه از خريد و فروش بازمىمانند . در اين شهر آموزشگاههايى براى دانشهاى گوناگون مانند پزشكى ، ستاره شناسى و جز آن براى دانشجويان گوناگون آمادهء كارند كه گويند يكصد و بيست جايگاه است . كنيسهاى ديگر به نام كنيسهء ملتها در كنار كاخ امپراطور هست كه آن را كنيسهء صهيون نامند كه نامش از كوه صهيون در بيت المقدس گرفته شده كه يك فرسنگ در يك فرسنگ در دويست ذراع بلندا مىباشد . و مساحت هيكل كنيسه شش جريب است . مذبح پرستشگاه و قربانگاه از زبرجد سبز است كه درازايش بيست ذراع در پهناى ده ذراع است . و بيست تنديس زرين كه بلنداى هر يك سه ذرع و چشمها از ياقوت سرخ مىباشد . در هر جشن كه در اين مذبح قربانى نهند بيشك پذيرفته خواهد بود . در شهر روميه پارچههاى گرانبها و شايستهء همين كنيسههاست . در كنيسه هزار و دويست ستون مرمرين درخشان و همين شمار ستون مسين زر پوشيده هست كه هر ستون پنجاه ذراع دارد . در اين هيكل هزار و چهار صد و چهل ستون ديده مىشود كه درازاى هر يك شصت ذراع است و هر ستون به نام يكى از اسقفهاى معروف ناميده مىشود . در كنيسه هزار و دويست دروازهء بزرگ از مس زرد مفرغ و چهل دروازهء بزرگ زرّين هست . غير از