ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
461
معجم البلدان ( فارسى )
دير لج [ د ر ل ] در حيره است و نعمان بن منذر ابو قابوس به روزگار كشور دارى خود آن را بساخت . در ديرهاى حيره از آن بهتر و زيباتر و نزهتگاهتر نبود . دربارهء آن چنين سرودهاند : سقى اللّه دير اللّج غيثا فانّه * على بعده منّى الىّ حبيب قريب الى قلبى بعيد محلّه * و كم من بعيد الدّار و هو قريب يهيج ذكراه غزال يحلّه * أغنّ سحور المقلتين ربيب اذا رجّع الانجيل و اهتزّ مائدا * تذكّر محزون و حنّ غريب و هاج لقلبى عند ترجيع صوته * بلابل أسقام به و وجيب « 1 » اسماعيل پسر عمّاد اسدى نيز چنين مىسرايد : ما أنس سعدة و الزّرقاء يومهما * باللّجّ شرقيّه فوق الدّكاكين « 2 » جرير مىگويد به خامهء برادرزاده شافعى وقتى كه در بيرون حيره بود چنين ديدم : يا ربّ عائدة بالغور لو شهدت * عزّت عليها بدير اللّجّ شكوانا انّ العيون الّتى فى طرفها مرض * قتّلننا ثمّ لم يحيين قتلانا يصرعن ذا اللّبّ حتّى لا حراك به * و هنّ أضعف خلق اللّه أركانا يا ربّ غابطنا لو كان يطلبكم * لاقى مباعدة منكم و حرمانا « 3 » دير مارت مروثا [ د ر ر م ] اين دير در دامنه كوه جوشن بوده است كه مشرف بر شهر حلب و بر منطقه عوبان است . خالدى گويد : ديرى كوچك است و درون آن دو دستگاه اتاق خواب است از آن زنان [ 692 ] و ديگرى براى مردان و از اين رو اين دير را « بيعتين » مىناميدند . و كمتر پيش مىآمد كه سيف الدوله از اين دير بگذرد و در آنجا فرود نيايد . او مىگفت مادر من به ساكنان اين دير علاقهمند بود و به ايشان رسيدگى مىكرد و مرا بدين كار سفارش مىنمود . اين دير اندكى باغستان و كشتزار زعفران دارد . حسين تميمى پسر على چنين مىسرايد : يا دير مارت مروثا * سقيت غيثا مغيثا فأنت جنّة حسن * قد حزت روضا اثيثا « 4 » اين بنده خدا ( - ياقوت ) چنين گويد كه به اين دير رفتم و اكنون اثرى از آن باقى نمانده است و بجاى آن زيارتگاهى ساخته شده است كه مردم حلب چنين مىپندارند كه ايشان حسين بن على ( ع ) را ديدهاند كه در آنجا نماز مىگزارد ، پس شيعيان حلب اموالى را گرد آورده و در آنجا ساختمانى استوار ساختهاند . برخى شاميان درباره آن چنين مىسرايد : بدير مارت مروثا * ألشّريف ذى البيعتين و الرّاهب المتحلّى * و القسّ ذى الطمرين الا رثيت لصبّ * مشارف للحسين قد شفّه منك هجر * من بعد لوعة بين « 5 »
--> ( 1 ) . شاداب باد « دير لجّ » از باران با اينكه از من دور است ، دوستش دارم . جايگاهى دور ولى در قلب من جاى دارد و چه بسيار اندك كسانى كه جايشان دور و به دل نزديكند . ياد او مرا به ياد آهوانى كه در آن مىزيند آرد و اشك مرا سرازير مىكند . انجيل خواندن در آنجا اندوه محزون و غريب را مىزدايد . تحرير صداى انجيل خوانى و بلبلان بيمارى را دور مىكند . ( 2 ) . روزى را كه « سعده » و « زرقاء » در بالاى دكانهاى خاورى « لجّ » بودند فراموشم نمىشود . ( 3 ) . چه بسا بانويى كه از دره به دير لجّ بازگشته باشد و شكواى ما براى او گران باشد . چشمهاى بيمارى كه ما را كشتند ، كشتههاى ما را زنده نمىكنند . اينان دلداران را از پا در مىآورند بطورى كه از حركت بازمانند . در صورتى كه خود ضعيف به شمار مىروند . چه با رشك آوران به حال ما اگر به سوى شما مىآمدند جز دورى و رد كردن چيزى دستگيرشان نمىشد . ( 4 ) . اى دير مارت مروثا هميشه از باران سيراب باشى . تو بهشت زيبايى و داراى باغچهها هستى . ( 5 ) . در دير شريف مارت مروثا ( ذو البيعتين ) به راهب خوش خلق و كشيش دو طمر ( لباس كشيشى ) پوشيده كه همسايهء مشهد حسين ( ع ) است پس از مدّتها دورى رسيديم .