ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

418

معجم البلدان ( فارسى )

گويند . و بدان نسبت دارد دوّيه . از آتش دويه گفته‌اند كه صدا در آنجا مىپيچد و بازتاب دارد . ازهرى از برخى نقل مىكند كه « دو » زمينى است به فاصلهء چهار شب راه خشك و خالى كه در آنجا شبانه با راهنمايى ستارگان مىتوان رفت و بيم گمراهى دارد و آن در راه بصره است . هنگامى كه به سمت چپ به سوى مكه رويم . و از آنش « دو » خوانند كه راه سپاه ايران بود و هنگامى كه بدانجا مىرسيدند ، براى تحريك يكديگر فرياد مىزدند « دو » « دو » يعنى تندتر راه برويد . او ( ازهرى ) مىگويد : من اين راه را همراه قرمطيان ، كه خدايشان نابود سازد رفته‌ام ايشان از « هبير » راه افتاده چارپايان خود را از چاههاى ابو موسى سيراب كرده و از « دو » گذشتند و بامداد روز پنجم به آبى رسيدند به نام « ثبره » و در اينجا است كه بسيارى از اسبهاى حاجيان خسته مىشوند . دوّه [ د و و ] نام جايگاهى در پشت « جحفه » به فاصلهء شش ميل . كثيّر چنين مىسرايد : الى ابن ابى العاصى بدوّة أرقلت * و بالسّفح من ذات الرّبا فوق مظعن « 1 » دويره با ياى دو نقطه زير ، نام ديهى در دو فرسنگى نيشابور است . بدان نسبت دارد بو عبد اللّه محمد پسر عبد اللّه پسر يوسف پسر خرشيد دويرى « 2 » نيشابورى . او از اسحاق پسر راهويه و از قتيبه پسر سعيد و از محمد پسر رافع حديث آورد . و بو عمر پسر حمدان نيشابورى از او حديث آورده است . او به سال 307 درگذشت . دويره [ د و ر ] به وزن كوچك نماى دار . نام بخشى در بغداد است ، كه گروهى از دانشمندان بدان نسبت دارند مانند : بو محمد حمّاد پسر محمّد پسر عبد اللّه فراوى ازرق دويرى « 3 » ريشهء او از كوفه بود و در دويرهء بغداد مىزيست . او از محمد پسر طلحه و از مقاتل پسر سليمان حديث آورد . صالح جزره و عباس دويرى و جز آن دو از وى روايت دارند . او به سال 230 درگذشت . دويس [ د و ] به وزن كوچك نما ، از ديه‌هاى بيهق است . بدان نسبت دارد جعفر پسر محمد پسر احمد پسر عباس فقيه بو عبد اللّه دويسى « 4 » . او از محمد بن بكران از محاملى حديث آورد . و چون از زاد روزش پرسيده شد در پاسخ گفت سال 380 بوده است . دويمه [ - ] از ديه‌هاى « عثّر » در سمت قبله است . [ 632 ] دوين « 5 » [ د و ] با ياى دو نقطه زير و نون پايانى ، شهرى در بخشهاى ارّان در مرزهاى آذربايجان نزديك تفليس است كه از آنجايند پادشاهان شام بنى ايوب ( صلاح الدين ايوبى ) . بدان نسبت دارد بو الفتوح نصر اللّه پسر منصور پسر سهل دوينى « 6 » جنزى . فقيهى بود شافعى مذهب . او در بغداد نزد بو حامد غزّالى فقه آموخت . و سفرى به خراسان رفت و مدتى در نيشابور بزيست ، سپس به بلخ رفت و از بو سعد عبد الواحد پسر عبد الكريم قصرى و از عبد الرزاق پسر حسّان منيعى و جز آن دو حديث برشنود . بو سعد او را در شمار استادان خود شمرده گويد به سال 546 در بلخ درگذشت . دوين نيز از ديه‌هاى استوا در كارگزارى نيشابور است . بو الحسن محمد پسر محمد خاورانى « 7 » گويد : من در دوين از بخش استوا جزوى از فقه را نزد محمد جوينى برشنودم كه در آن دربارهء ثواب صلوات بر پيامبر خدا بود . باب دال و هاء و آنچه پس از آن‌هاست دهاسه [ د س ] با تخفيف ه - و سين بىنقطه ، نام آبى است « 8 » . در دست چپ حاجيان كه از سميرا به مكه مىروند . « دهس » به معنى رنگى همانند شن ، دهاس شنزارى كه هيچ نروياند ، و جاى سم ستوران در آن گم شود . اصمعى گويد : دهاس هر زمينى كه از شن نرم‌تر باشد و

--> ( 1 ) . نزد ابن ابى العاص در دوّه و در دشت از « ذات الرّبا » در بالاى « مظعن » بماند . ( 2 ) . ش . ش : 2736 مانند گذشته . ( 3 ) . ش . ش : 1000 از انساب 234 ، لسان الميزان 2 : 353 ، لباب 1 : 517 ، تاريخ بغداد 8 : 155 . ( 4 ) . ش . ش : 745 از تاريخ نيشابور منتخب ( گزيده ) از سياق ص 261 . ( 5 ) . تقويم بو الفدا - آيتى ص 460 - 461 . دوين ( duwin ) يا توين نام ديگر دبيل كرسى ارمنستان است ( لسترنج ص 196 ) . ( 6 ) . ش . ش : 3193 از انساب 234 لباب 1 . ( 7 ) . ش . ش : 2904 از هدية العارفين 2 : 98 ، و ريحانة الادب 2 : 118 ، در نام كتابهايش در كشف الظنون و ايضاح المكنون . ( 8 ) . رودخانه‌اى در فرارود است . تقويم بو الفدا - آيتى ص 535 : رهاس .