ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

17

معجم البلدان ( فارسى )

برخى گويند كشندهء او شريح پسر احوص بود و شعر زير را كه از دختنوس دخت لقيط است به گواه آورده‌اند . پس بنى عبس جنازهء او را لگدكوب كردند : الا يالها الويلات ويلة من هوى * بضرب بنى عبس لقيطا و قد قضى له عقروا وجها عليه مهابة * و لا تحفل الصّم الجنادل من ثوى و ما ثأره فيكم و لكّن ثأره * شريح ارادته الاسنّة و القنا « 1 » [ 25 ] روز جبله يكى از بزرگترين و نامبردارترين روزهاى تاريخى عرب است كه پنجاه و هفت سال پيش از اسلام و هفده سال پيش از زاده شدن پيامبر ( ص ) رخ داد . يكى از بنى عامر چنين مىسرايد : لم ار يوما مثل يوم جبله * لمّا اتتنا اسد و حنظله و غطفان و الملوك ازفله * نضربهم بقضب منتحله « 2 » 3 - جبله : نيز جايگاهى در حجاز است . بو بكر [ حازمى ] در « فيصل » گويد : از آنجا است بو القاسم سليمان پسر على جبلى « 3 » حجازى ساكن مكه . وى از ابن عبد المؤمن و جز او حديث نقل كرد و مىگفت گمان مىكنم كه حسن پسر على پسر احمد بو على جبلى نيز از جبلهء حجاز باشد . او در بصره مىزيست و از بصريانى چون بو خليفه فضل پسر حباب جمحى و از محمد پسر عزره و از جوهرى و از بكر پسر احمد پسر مقبل و از محمد پسر يوسف عصغرى و از محمد پسر على ناقد روايت مىكرد . قاضى بو الحسن على پسر محمد پسر حبيب ماوردى و جز وى از او روايت دارند . 4 - جبله « 4 » : نيز دژى مشهور در كرانهء شام از كارگزارى حلب نزديك لاذقيه است . احمد پسر يحيى پسر جابر [ بلاذرى ] گويد : چون عباده پسر صامت ، كار لاذقيه را به سال 17 به دستور بو عبيدهء جراح به پايان رسانيد با همراهان وارد شهرى شد كه « بلده » ناميده مىشد و در دو فرسنگى جبله بود . پس آن را با جنگ بگشود تا ويران شد و مردم آن در بدر شدند . آنگاه معاويه ، جبله را بنيان نهاد كه خود دژى رومى بود و مردمش هنگامى كه مسلمانان ، حمص را گشودند گريخته بودند . پس معاويه مردم را به جبله كشانيد و در آنجا دژى بيرون دژكهن رومى بساخت . ساكنان دژكهن ، گروهى از ترسايان پرهيزكار بودند كه در آنجا مشغول پرستش به دين خود بودند . جبله در دست مسلمانان به خوبى اداره مىشد تا روميان نيرومند شدند و مرزدارىهاى مسلمان را بگرفتند ، از جمله جبله سال 357 يك سال پس از مرگ سيف الدوله به دست ايشان افتاد و تا سال 473 در دست ايشان بود تا اين كه قاضى بو محمد عبد الله پسر منصور پسر حسين تنوخى « 5 » معروف به « ابن ضليعه » « 6 » دادرس جبله بر آنجا بتاخت و از قاضى جلال الدين ابن عمار فرمانرواى طرابلس كمك گرفت و نيرومند شد و توانست [ 26 ] روميان را از آنجا بيرون راند و شعارهاى مسلمانى سردهد . روميانى كه در آنجا بودند به طرابلس رفتند و ابن عمار با ايشان رفتار نيكو داشت . ابن ضليعه در آنجا دارائى بسيار به هم زد و شهر در دست مسلمانان بماند . سپس در بيست و دوم ذيقعدهء سال 582 فرنگان آن را از دست فخر الملك بازستدند . سپس ملك ناصر صلاح الدين يوسف پسر ايوب در نوزدهم جمادى دوم سال 584 با امان آنجا را بازستد كه تا كنون در دست مسلمانان است . شكر خداى را جهانيان را . بو الفضل محمد پسر طاهر « 7 » گويد : از اين جبله است بو القاسم سليمان پسر على جبلى « 8 » . اين گفتهء عبد الغنى حافظ است . و چنان كه مىبينى اين همان است كه حازمى او را به جبلهء حجاز نسبت داد و من جز او كسى را نديدم كه در حجاز جائى به نام جبله را معرفى كند كه بدان نسبت دهند . و خدا داناتر است . ابن طاهر نيز از گفتهء عبد الغنى او را از جبلهء شام شمرده است و اين درست است . نيز به جبلهء شام نسبت دارد :

--> ( 1 ) . چه بلاهائى ! بلاى لگدمال كردن بنى عبس ، مردهء لقيط را . ايشان روى با ابهت وى را له كردند . سنگها نيز مرده را له نمىكنند . خون او با شما نيست . خون او به گردن شريح است . . . . ( 2 ) . من روزى مانند روز « جبله » نديده‌ام كه « اسد » و « حنظله » و « غطفان » و پادشاهان دسته جمعى بر ما يورش آوردند و ما با نىهاى شكسته ايشان را مىزديم . ( 3 ) . ش . ش : 1245 . ( 4 ) . تقويم بوالفدا - آيتى ص 278 و 281 . ( 5 ) . تاهرتى م 553 ( ش . ش : 1734 ) . ( 6 ) . نام ابن ضليعه تنها در اينجا آمده است . ( 7 ) . مقدسى قيسرانى . ن . ك : پانوشت چ ع 1 : 217 : 6 . ( 8 ) . ش . ش : 1245 .