ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
112
معجم البلدان ( فارسى )
محمد پسر عبدان معروف به ابن ضجهء مقرى بر وى قرائت كرده است . 3 - بو عبد الله محمد پسر ابراهيم جويمى « 1 » . او از بو الحسن بن جهضم حديث دارد . بو الحسن على پسر مفرح صقلى از وى روايت دارد . 4 - بو بكر عبد العزيز پسر عمر پسر على جويمى « 2 » . او از بشر پسر معروف پسر بشر اصفهانى روايت دارد . بو الحسن على پسر بشر ليثى سجزى از وى روايت مىكند كه در « نوبندگان » از وى بر شنوده بود . جوين « 3 » [ ج و ] نام خورهاى ارجمند و خوش آب و هوا در راه كاروانهائى است كه از بسطام به نيشابور مىروند . مردم خراسان آن را « گويان » مىنامند و « جوين » معرب آن است . مرزهاى آن در سمت قبله به بيهق [ 165 ] و در سمت شمال به مرزهاى جاجرم پيوسته است . قصبهء آن آزادوار است كه در آغاز اين خوره در سمت باختر مىباشد و من آن را ديدهام . بو القاسم بيهقى گويد : كسانى كه « جوين » گويند آن را از نام برخى از فرمانروايان آنجا دانند كه به نام او ناميده شده است و كسانى كه آن را « گويان » خوانند آن را به « گوى » نسبت دهند . جوين داراى 189 ديه است كه هر يك به ديگرى پيوند دارد . خورهاى دراز ميان دو كوه در گسترهاى پهناور است كه به دو نيم ، بخش شده است . در نيمهء شمالى آن ، از خاور به باختر ديهها به يكديگر پيوسته كه هيچيك از ديگرى جدا نيست و از نيمهء جنوبى آن قناتهائى بر آوردهاند كه شماليها را سيراب مىكند و در اين نيمه ، ساختمانى نيست . ميان اين خوره و نيشابور پيرامن ده فرسنگ است . گروهى بسيار از پيشوايان و دانشمندان به جوين نسبت دارند . از ايشان است : 1 - موسى پسر عباس پسر محمد بو عمران جوينى « 4 » نيشابورى كه يكى از جهانگردان است . او به دمشق از بو بكر محمد پسر عزيز و در كوفه از احمد پسر حازم و در رمله از حميد پسر عامر و در مكه از محمد پسر اسماعيل پسر سالم و از بو زرعهء رازى و از ديگران بر شنوده است . حسن پسر سفيان و بو على حافظ حاكم و بو احمد حافظ حاكم و گروهى بسيار جز اين دو از وى روايت دارند . بو عبد الله حاكم گويد : او در ديه « آزادوار » كه قصبهء جوين است مىزيست . او مىگويد : موسى جوينى از سر شناسانى بود كه در جستجوى حديث به جهانگردى پرداخت . از ياران بو زكرياى اعرج در مصر و شام بود و به انتخاب او بر مىنوشت و حديثهاى نيكو دارد . حديثهايش يكسره نيكو است . يادداشتهايى بر كتاب مسلم بن حجاج دارد . او به جوين در سال 323 در گذشت . 2 - بو محمد عبد الله پسر يوسف جوينى « 5 » پيشواى روزگار خود در نيشابور بود . پدر بو المعالى جوينى است . وى نزد بو طيب سهل پسر محمد صعلوكى تلمذ كرد و براى ديدار بو بكر پسر عبد الله پسر احمد قفال مروزى به مرو آمد و در آنجا فقه آموخت و از وى بر شنود . او ادب را از پدر خود يوسف كه اديب جوين بود بياموخت و در فقه سر آمد شد و در آن تصنيفهاى سودمند ساخت . و مزنى را شرحى گسترده نوشت . او مردى پرهيزكار و پر عبادت و با احتياط بود . او از دو استاد خود بو عبد الرحمن [ 166 ] سلمى و بو محمد ابن بابويه اصفهانى بر شنود و در بغداد نيز از بو الحسن محمد پسر حسين پسر فضل پسر نظيف فراء و جز ايشان بر شنود . سهل پسر ابراهيم بو القاسم سگزى از وى روايت دارد و هيچكس جز او از وى حديث نقل نكرده است . اين دانشمند به نيشابور در سال 434 در گذشت . 3 - برادرش بو الحسن على پسر يوسف جوينى « 6 » معروف به « پير حجاز » . او صوفى نرم خوى فاضل خوش مشرب جوياى دانش و
--> ( 1 ) . ش . ش : 2306 . ( 2 ) . ش . ش : 1533 ، از لباب 1 : 314 . ( 3 ) . گويان ( احسن ع ص 318 ترجمه ص 465 و قزوينى . آثار ع ص 352 ، جهانگير ص 415 ، مراد ج 2 ص 100 ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 523 از نام پهلوان باستانى در شاهنامه : كه جويان بدش نام و جوينده بود * گرايندهء گرز و گوينده بود ( شاهنامه چ حميديان ج 2 ص 264 ش 769 ) . ( 4 ) . ش . ش : 3135 از انساب 145 ، لباب 1 : 315 ، تاريخ جرجان 453 ، الرسالة المطرفّه ص 22 ، شذرات 2 : 300 ، هدية العارفين 2 : 478 ، تذكرة الحفاظ 3 : 36 ، ايضاح المكنون 1 : 354 ، زركلى 8 : 274 ، طبقات الحفاظ ص 341 . ( 5 ) . ش . ش : 1752 از انساب 145 ، طبقات سبكى 3 : 208 ، نجوم الزاهره 5 : 2 ، هدية العارفين 1 : 451 ، طبقات عبادى ص 212 ، تبيين كذب المفتر ص 257 ، كنى و القاب 2 : 48 ، طبقات ابن هداية الله ص 48 ، انباء الروات 2 : 152 ، تاريخ نيشابورى منتخب از « سياق » ص 434 ، طبقات المفسّرين ص 15 ، ريحانة الادب 1 : 444 ، لباب 1 : 315 ، شذرات 3 : 261 ، مشتبه 1 : 384 ، دمية القصر 196 ، اثير 8 : 44 ، كشف الظنون ص 445 ، و جز آن ، بداية و النهايه 12 : 55 ، و فيات الاعيان 3 : 47 ، مرآت الجنان 3 : 58 ، طبقات اسنوى 1 : 338 ، منتظم 8 : 130 ، عبر 3 : 188 ، زركلى 4 : 290 ، تاريخ گزيده ص 696 . ( 6 ) . ش . ش : 2072 از انساب 145 ، لباب 1 : 315 ، طبقات سبكى 5 : 298 ، تاريخ نيشابور منتخب از « سياق » ص 581 ، شذرات 3 : 262 ، كشف الظنون 999 ، طبقات