ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

100

معجم البلدان ( فارسى )

گزارش گشايش اين شهر : احمد پسر يحيى پسر جابر ( بلاذرى ) گويد : گروهى از دانشمندان برايم گفتند كه [ مسلمانان ] چندين سال بر جور يورش بردند و نتوانستند آن را بگشايند تا آن كه عبد الله پسر عامر آن را بگشود و آن چنين بود كه برخى از مسلمانان ، كيسهء نان و گوشت خود را بر زمين نهاده نماز مىخواند و سگى كيسه را به دندان گرفته دوان دوان به سوى شهر رفت و از راهى پنهان آن را به درون شهر برد كه تا آن روز مسلمانان آن راه را نيافته بودند . پس مسلمانان از آن راه هجوم برده و به درون شهر شدند و آن راه را بگشودند . چون عبد الله بن عامر بر جور چيره شد به سوى استخر فارس يورش برد و آن را نيز بگشود . برخى ديگر گويند گشايش جور پس از استخر بوده است . گروهى بدانجا نسبت دارند كه از ايشان است : 1 - بو بكر محمد پسر ابراهيم پسر عمران پسر موسى گورى ( جورى ) « 1 » اديب . او اديبى پرهيز كار ، دانشمند [ 148 ] نسب شناس بود و از دانشهاى قرآن بهره داشت . از حماد پسر مدرك و از جعفر پسر درستويهء فارسى و از بو بكر محمد پسر دريد و از عبد الله پسر محمد عامرى و جز ايشان بر شنود و به سال 359 در گذشت . 2 - احمد پسر فرج جشمى جورى ( گورى ) « 2 » مقرى . از زكريا پسر يحيى پسر عمارهء انصارى و از حفص پسر بو داود غاضرى روايت دارد . بو حنيفهء واسطى نيز از وى حديث آرد . 3 - محمد پسر يزداد جورى ( گورى ) « 3 » . بو بكر پسر عبدان از وى حديث آرد . 4 - محمد پسر خطاب جورى ( گورى ) « 4 » . او از عباد پسر وليد عنبرى روايت دارد . بو شاكر عثمان پسر محمد پسر حجاج بزاز معروف به شافعى و محمد پسر حسن پسر احمد جورى از وى روايت دارند . او از سهل بن عبد الله شوشترى بر شنود . طاهر پسر عبد الله همدانى از وى روايت دارد . جور ( گور ) : نيز نام محله‌اى به نيشابور است . بدانجا نسبت دارد : 1 - بو طاهر احمد پسر محمد پسر حسين طاهرى جورى ( گورى ) « 5 » . از عابدان كوشا بود . در نيشابور از بو عبد الله فوشنجى و همقطاران وى بر شنود و مدتى بسيار در گرگان مىزيست و در آنجا از عمران پسر موسى و از فضل پسر عبد الله روايت بسيار آورد . محمد پسر عبد الله حافظ و جز وى از او روايت دارند . وى به سال 353 در گذشت . 2 - محمد بن اسكاب [ اشكاب ] پسر خالد بو عبد الله جورى « 6 » نيشابورى . از حسين پسر وليد قرشى و از حفص پسر عبد الرحمن و از يحيى پسر يحيى و از بشر پسر قاسم بر شنوده است . بو عمر مستملى و محمد پسر سليمان پسر خالد عبدى از او برشنودند . وى به سال 268 در گذشت . 3 - حسين پسر على پسر حسين جورى « 7 » نيشابورى . او از بو زكرياى عنبرى و جز وى از دانشمندان بر شنود و با نيكوكاران آمد و شد مىداشت . به روز پنجشنبه ششم شوال سال 394 در گذشت . 4 - بو سعيد احمد پسر محمد پسر جبرئيل جورى « 8 » نيشابورى . بو موسى حافظ او را ياد كرده است . 5 - محمد پسر يزيد جورى « 9 » نيشابورى . بو سعد مالينى و جزوى از او حديث آورده‌اند . 6 - محمد پسر احمد پسر وليد پسر ابراهيم پسر عبد الرحمن اصفهانى جورى « 10 » ، بو صالح . او به نيشابور در بخش جور مىزيست پس بدانجا نسبت يافت . بو سعد احمد پسر محمد پسر ابراهيم فقيه از وى روايت دارد . وى به سال 341 به گفتهء يحيى بن منده ( مانده ) زاده شده است . 7 - عمر پسر احمد پسر [ 149 ] محمد پسر موسى پسر منصور جورى « 11 » . او از بو حامد پسر شريف نيشابورى و از بو الحسن عبد الرحمن پسر ابراهيم پسر محمد پسر يحيى زاهد روايت دارد . بو عبد الرحمن اسماعيل پسر احمد پسر عبد الله نيكو كار نيشابورى و

--> ( 1 ) . ش . ش : 2319 از انساب 142 ، لباب 1 : 307 ، مشتبه 1 : 188 . ( 2 ) . ش . ش : 356 نقل از لباب 1 : 307 ، مشتبه 1 : 188 . ( 3 ) . ش . ش : 2991 - نقل از همين جا . ( 4 ) . ش . ش : 2583 ، از انساب 142 ، مشتبه 1 : 188 . ( 5 ) . ش . ش : 423 ، از همين جا . ( 6 ) . ش . ش : 1454 ، نقل انساب 142 ، مشتبه 1 : 188 . ( 7 ) . ش . ش 949 ، از همين جا . ( 8 ) . ش . ش : 408 ، از همين‌جا . ( 9 ) . ش . ش : 2992 نقل از انساب 142 ، مشتبه 1 : 189 حاشيه . ( 10 ) . ش . ش : 2437 نقل از همين‌جا . ( 11 ) . ش . ش : 2085 نقل از 182 ج 2 - 469 نقل از انساب 142 ، لباب 1 : 307 ، تاريخ نيشابور منتخب از سياق ص 558 ، جواهر مضيئم 1 : 386 ، مشتبه 1 : 188 .