ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
441
معجم البلدان ( فارسى )
مىگذرد و چنان كه خواهيم گفت به قسطنطينيه مىرسد . دريانوردى محيط نه در خاور و نه در باختر سراسرى نيست بلكه تنها در دو خليج ياد شده دريانوردى مىشود . در اين كه آيا آب از محيط بدين دو خليج آيد و يا از اين دو خليج به محيط شود اختلاف است ، بيشتر بر آنند كه آب از محيط به دو خليج مىآيد . در زمين هيچ رودخانه نيست مگر آنكه پس ماندهء آن به يكى از اين دو خليج خاورى يا باخترى مىريزد ، بجز چند رودخانه كه به درياچهها مىريزد ، مانند جيحون و سيحون كه به درياچهء ويژهء آنها ريزد و رود اردن چنان كه خواهيم گفت ( ان شاء اللّه تعالى ) به درياچهء « منتنه » ( - گنديده ) ريزد . بحر مغرب « 1 » [ ب ر م ر ] كه درياى شام و قسطنطينيه است . از بحر محيط به سوى خاور جدا شده كرانهء شمالى آن ، چنان كه گفتم از اندلس و سرزمين فرنگان و درياى بنطس ياد شده در بالا مىگذرد و به قسطنطينيه مىرسد . كرانهء جنوبى اين دريا بر شهرهاى بسيار ، مانند « سلا » ، سبته ، طنجه ، بجايه ، مهديه ، تونس ، طرابلس ، اسكندريه گذشته به كرانههاى شام و انطاكيه و قسطنطينيه مىرسد . جزيرههاى نامبردار اين دريا ؛ اندلس ، ميورقه ، سيسيل ، كريت ( اقريطش ) ، قبرس ، رودس و بسيار جز آن است ، در چند كتاب در « تاريخ مصر و مغرب » خواندم كه از پس فرعون كسانى از فرزندان « دلوكه » پادشاهى كردند . از ايشان دركون پسر ملوطس و زمطرة دو خردمند و حيلهور و جادوگر و نيرومند بودند . روميان خواستند با نيرنگ كشور را از چنگ ايشان در آورند اين دو نيز [ 505 ] درياى محيط و بحر ظلمات را با نيرنگ چنان شكافتند كه بسيارى از كشورها به زير آب رفت و تا كرانهء شام و كشور روم برسيد و ميان كشور روم و مصر را جدا كرد و اين همان دريا است كه شناساندم . بنا بر اين ، درياهاى اندلس ، مغرب ، اسكندريه ، شام ، قسطنطينيه ، فرنگ ، روم ، همگى يكى است و پيوندى به درياى هند ندارد مگر از راه محيط . كوتاهترين راه خشكى ميان درياى هند با اين دريا ميان « فرما » در كرانهء درياى مغرب و « قلزم » در كرانهء درياى يمن است كه چهار روز راه است . « 2 » اگر كسى بخواهد مىتواند ؛ از « سلا » به سوى افريقيه بيايد سپس بر كرانه مصر ، شام ، مرز طرابزنده ، كوه قبق بگذرد و سرزمين تركان را دور بزند تا به قسطنطينيه برسد آنگاه درياى مغرب كه در شمال بود در جنوب وى خواهد شد . آنگاه مىتواند به همان راه برود تا به اندلس برسد و برابر « سلا » كه از آن جا آغازيده بود بايستد بىآنكه از دريا گذشته يا كشتى سوار شده باشد . ولى اين راه دور و دشوار است و از ميان ملتهايى گوناگون زبان و با آئينهاى ناهمساز و از كوههاى سخت و بيابانهاى ترسناك مىگذرد . بحر هند [ ب ر ه ] بزرگترين آن درياها و پر جزيرهترين آنها است ، بيشترين شهرها را بر كرانههاى خود دارد . هيچكس نمىتواند جاى پيوند آن را به محيط به درستى مشخّص سازد زيرا كه آميزشگاه آن بسيار گشاده است و مانند درياى مغرب نيست كه در پيوستگاه آن به محيط در تنگهء زقاق دورى كرانهء جنوبى بربرى از كرانهء شمالى اندلس چهار فرسنگ است . شاخههايى بسيار از درياى هند جدا مىشود كه مهمترين و بزرگترين آنها درياى فارس و درياى قلزم است كه ياد هر
--> ( 1 ) . درياى روم . لسترنج 136 . ( 2 ) . در همين جايگاه است كه به سال 1869 م از « پورت سعيد » تا بندر سوئز SUEZ به درازاى 168 كيلومتر كانال سوئز كنده شد . براى تاريخچهء آن « لغتنامه . حرف ت . ص 588 و حرف س . ص 697 » و براى پيشينهء ايرانيان هخامنشى در اين كار و سنگ نبشهء داريوش يافت شده در نزديك كانال سوئز در پنج نسخهء مصرى و سه زبان پارسى باستان و ايلامى و آشورى . ن . ك ، « ايران باستان پيرنيا ج 1 ص 568 - 569 » . و چ ع 2 ص 465 س 22