ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

432

معجم البلدان ( فارسى )

ابو جندب هذلى را به گواه آورده است : الا ابلغ معقلا عنّى رسولا * مغلغلة و واثلة بن عمرو الى اىّ نساق و قد بلغنا * ظماء عن مسيحة ماء بثر « 1 » بثرون [ ب ث ] دژى است ميان جبيل و انفه در كرانهء درياى شام . بثنون [ ب ث ] ميان دو نون و واوى ساكن است . نام شهركى در خورهء باخترى مصر است . بثنه [ ب ] ثعلب گويد : بثنه كره ، نرمى ، شن نرم ، زن زيبا و نرم تن را گويند . نام يكى از بخشهاى دمشق كه « بثنيه » اش خوانند . و نيز به گفتهء ازهرى ديهى ميان دمشق و اذرعات است كه ايّوب پيامبر ( ع ) از آنجا بود . بثنيّه [ ب ث ى ى ] تلفّظى از همان واژهء پيشين است ، بثنه و بثنيه هر دو گفته شود . در حديث است كه خالد پسر وليد در سخنرانى گفت : همانا عمر به هنگامى مرا [ 494 ] فرماندار شام نهاد كه براى او دشوار بود ، پس چون سختىهاى شام از ميان برفت و بثنيه و نان و عسل شد مرا بر كنار و ديگرى را بر جاى من نهاد . گويند : بثنيّه گندمى ويژهء شهر بثنيه در شام است ، نيز گويند بثنيه به معنى نرم است كه شن نرم را بثنه گويند و كوچك‌نماى آن « بثينه » است . غنوى « 2 » گويد : بثنية الشام گندم يا دانه‌اى است غلطان . بن رويد هذلى چنين سروده است : فأدخلاتها لا حنطة بثنيّة * يقابل اطراف البيوت و لا خرفا « 3 » بدان نسبت دارد : نضر پسر محرز پسر بعيث ، بو الفرج ازدى بثنى از مردم بثنيّهء دمشق . از محمد پسر منكدر و از ابو زعيزعه و از هشام پسر عروه روايت مىنمود . وليد پسر سلمه طبرانى و ابو بكر عبد الرحمن پسر عبد العزيز از وى روايت كردند . گويند ابن عبد اللّه فارسى و بو العباس وليد پسر مقلب ازدى و اسماعيل پسر عبد الرحمن عكّى و احمد پسر سليمان از وى روايت دارند . بن حبان گفته است كه او بسيار بد حديث ( منكر الحديث ) است به دو تكيه نتوان داشت . بثينه [ ب ث ن ] به وزن مصغّر ( - كوچكنما ) و هموزن بثينه معشوقهء « 4 » جميل ، معنى ريشهء آن نيز در واژه پيشين بگذشت . نام تپه‌اى كنار راه ميان بحرين تا بصره است .

--> ( 1 ) . به معقل و واثله پسر عمر بگو كه بايد تا به كجا رانده شويم . ما تشنگان از « سميحه » و آب « بثر » آمده‌ايم . اين شعر در چ ع 3 ص 147 س 21 و چ ع 4 ، ص 534 س 16 نيز آمده است . ( 2 ) . طفيل الخيل عنوى پسر عوف شاعر افسانه‌اى عرب است . ن . ك ، پانوشت ج 1 ، ص 99 ، س 10 . ( 3 ) . آن را به خانه بردم نه گندم بثنيه و نه خرفه را . ( 4 ) . داستان بثينه و جميل از داستانهائى است كه در سدهء دوم و سوم براى جوابگوئى به شعوبيان كه منكر ادبيات عرب بودند به نام پيش از اسلام عرب ساخته شده است . ( ن . ك : نديم ، ترجمه تجدد . ص 543 . )