ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

15

معجم البلدان ( فارسى )

بوريحان بيرونى مىگويد : [ خطى « معدل النهار » كرهء زمين را به صورت دائره‌اى به دو نيمهء شمالى و جنوبى تقسيم مىكند و « خط استوا » ناميده مىشود . پس هر گاه دائره‌اى بزرگ بر روى زمين فرض كنيم كه از قطب خط استوا بگذرد و هر يك از دو نيمهء را به دو نيمه كند ، آنگاه چهار ربع خواهيم داشت يعنى دو ربع جنوبى و دو ربع [ 16 ] شمالى . ] و چنان كه گويند : [ مساحت همهء خشكى جهان از مقدار يكى از چهار ربع بيشتر نيست و آن را « ربع مسكون » خوانند كه همچون جزيره از آب برآمده و درياها گرد آن را فرا گرفته است . همهء بيابانها ، كوه‌ها ، رودها و جزيره‌هاى شناخته شده كه در آنها آمد و شد هست ، همگى در همين يك ربع جا دارد . و شهرها و ديه‌ها در ميان آنها است . تازه تكه‌اى از اين خشكى نيز در سمت قطب شمال به سبب سختى سرما و انباشتگى يخ ، غير مسكونى است . ] مهندسان گويند : [ هرگاه در ذهن خود چاهى در يك سوى زمين بكنيم به سوى ديگر خواهيم رسيد ، چنان كه اگر در پوشنگ بكنيم از چين سر به در آوريم . ] گويند : [ مردم بر روى زمين همچون مورچه بر تخم‌مرغ باشند . ] ايشان براى اثبات ديدگاه خويش دليلهائى آورند ، كه برخى اثباتى و برخى ديگر اقناعى است و اين بعيد نيست كه زمين براى كسى كه بر روى آنست فرش باشد و براى كسى كه در زير است پوشش باشد . دربارهء اندازهء مساحت زمين نيز اختلاف است محمد پسر موسى خوارزمى صاحب « زيج » گفته است كه مساحت زمين نه هزار فرسنگ است . كه بخش آباد آن يك ششم آن است و باقى ناآباد مىباشد ، و ساختمان و گياه و حيوان ندارد . درياها و بيابانهائى كه در ميان آباديها است همه آبادى به شمار رفته است . بوريحان گويد : [ درازاى قطر زمين دو هزار و يكصد و شصت و سه فرسنگ و دو سوم فرسنگ است . و محيط آن شش هزار و هشتصد فرسنگ است . و بنا بر اين مساحت سطح زمين چهارده ميليون و هفتصد و چهل و چهار هزار و دويست و چهل و دو فرسنگ و يك پنجم فرسنگ است . ] عمر پسر گيلان مىپنداشت همهء جهان بيست و هفت هزار فرسنگ است ، كشور سودان دوازده هزار فرسنگ ، كشور روم هشت هزار فرسنگ ، كشور فارس سه هزار فرسنگ و عربستان چهار هزار فرسنگ است . از اردشير نقل است كه گفت : [ زمين چهار بخش است : يكى سرزمين تركستان كه در ميان باختر هند تا خاور روم است ، بخش ديگر « مغرب » است كه در ميان باختر روم تا قبط و بربر مىباشد ، ديگر سرزمين سودان است كه در ميان بربر تا هند است و ، بخش ديگر همين سرزمين فارس است كه در ميان رود بلخ [ 17 ] و مرز آذربايجان و ارمنستان ايران از يكسو و از رود فرات و سپس بيابان عربستان تا عمان و مكران و سپس تا كابل و طخارستان مىباشد . ] دروثيوس ( دورينوس ) « 1 » گفته است : [ زمين بيست و پنج هزار فرسنگ است . تركستان و چين دوازده هزار فرسنگ ، روم پنج هزار فرسنگ ، بابل يكهزار فرسنگ است . ] گويند : [ بطلميوس نگارندهء مجسطى « حران » را اندازه گرفت و چنين پنداشت كه بلندترين نقطهء زمين است و بلندى آن را با عددى مشخص نمود ، سپس يك كوه از كوهستان آمد را اندازه گرفت و دوباره بازگشت و فاصلهء ميان دو جاى نخستين و دومين اندازه‌گيرى را بر روى زمين اندازه گرفت و آن را شصت و شش ميل يافت . سپس آن را در پيرامون فلك ضرب كرد كه سيصد و شصت « 2 » درجه است و نتيجه بيست و چهار هزار ميل بود كه مىشود هشت هزار فرسنگ آنگاه نتيجه گرفت كه محيط زمين هشت هزار فرسنگ است . ]

--> ( 1 ) . نسخه بدل است كه وستنفلد در جلد 5 ص 2 داده است . ( 2 ) . متن : ست و ستون ، تصحيح قياسى از منزوى است .