ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

8

معجم البلدان ( فارسى )

كتابى نيكو در آن دارد و بو الحسن عمرانى « 1 » شاگرد زمخشرى كه كتاب استاد خود را گرفته و بر آن افزوده است و من آن را ديده‌ام ، و بو عبيد بكرى آندلسى « 2 » ، كه كتابى به نام « معجم ما استعجم من أسماء البقاع » ساخت و من آن را [ 8 ] با جستجوى بسيار نيافتم و بوبكر محمد پسر موسى حازمى « 3 » كه كتاب « ما اختلف و ائتلف من اسمائها » دارد ، سپس دوست من حافظ امام بو عبد الله محمد بن محمود بن النجار « 4 » كه خدايش پاداش نيك دهاد ، مختصرى را به من نشان داد كه حافظ بو موسى محمد بن عمر اصفهانى « 5 » از كتابى برگرفته بود كه ابو الفتح نصر پسر عبد الرحمن اسكندرى « 6 » نحوى دربارهء نامهاى گوناگون يك شهر ، و شهرهاى همنام نگاشته بود ، و من آن را كتابى دقيق يافتم كه عمرى را در آن صرف كرده و اثرى نيكو برآورده است ، و دانستم كه حازمى آن را برداشته به نام خود كرده است ، و راويان نادانسته آن را روايت كرده‌اند . من در آغاز كار كه اين كتاب را ديده بودم بزرگ مىداشتم ولى آن را لقمهء بزرگتر از دهان وى مىدانستم ، تا اينكه خداوند سرّ آن را برايم آشكار كرد و واقع را يافتم و لذا پس من هر چه را از كتاب نصر گرفتم به خود وى نسبت دادم و رنج او را ناديده نگرفتم ، خدايش رحمت كناد . اينها كتابهايى است كه دربارهء جغرافيا نگارش يافته و من از آنها نقل نمودم ، سپس به نقل از ديوانهاى عرب و كتب محدّثان و تاريخهاى اديبان و حديث شناسان و گفته‌هايى كه از ايشان شنيدم و آنچه خود در سفرهايم ديدم ، پرداختم كه چند برابر آنست . طبقهء نخست : نام جايگاه‌ها در كتابهاى جغرافيا نگاران به دست نسخه نويسان چنان تحريف و مسخ شده است كه مانند نبودن است .

--> وسيلهء سيد محمد كاظم امام به سال 1342 خ در تهران تجديد چاپ شده است . نخستين چاپ آن ، به تصحيح و تزستاين آلمانى در لايپزيك به سال 1843 م مىبود . بنا بر فهرست وستنفلد ، ياقوت در اين كتاب نزديك دويست بار از زمخشرى نقل مىكند . ( 1 ) . عمرانى بو الحسن على پسر محمد پسر على خوارزمى ( 00 - 560 ) از خاندانى بزرگ در سرخس و شاگرد زمخشرى بود . يك تفسير قرآن و كتابهائى بنام « اشتقاق الاسماء » و « المواضع و البلدان » دارد ( زركلى اعلام 5 : 150 از بغية الوعاة و مجلهء مجمع علمى 23 : 51 ) او مانند استادش گنوسيست معتزلى بود و سنجر در سال 545 به زندانش انداخت . او يكى از منابع ياقوت در نقل اشعار عربى است و بنا بر آمار فهرست وستنفلد ، ياقوت نزديك دويست بار در اين كتاب از عمرانى نقل مىكند . ( 2 ) . بكرى بو عبيد همان است كه در ص 6 ش 2 شناسانده شد . ( 3 ) . حازمى زين الدين محمد پسر موسى همدانى ( 548 - 584 ) در همدان و بغداد و موصل و اصفهان دانش آموخت و در بغداد نزديك گور جنيد به خاك سپرده شد . غير از كتابى كه ياقوت در بالا ياد كرده است كتابهاى ديگرى نيز در جغرافيا و اختلاف تلفظ نام شهرها دارد . ( خلكان 3 : 421 و اعلام زركلى 7 : 339 ) . ياقوت در اينجا او را اختلاس‌گر كتاب نصر اسكندرى مىخواند و تنها در چ ع 1 ص 75 و 170 ، 671 از حازمى نقل مىكند . در چ ع 1 ص 256 : 5 از كتاب ديگر او « التفصيل » نقل مىكند . نصر اسكندرى را در پانوشت 4 همين صفحه ببينيد . ( 4 ) . ابن نجار محمد پسر محمود پسر حسن ، ملقّب به محب الدين ( 578 - 643 ) دوست و همكار ياقوت و از مردم بغداد بود . 27 سال جهانگردى كرد و دنباله‌اى بر « تاريخ بغداد » نگارش خطيب ( 392 - 462 ) در شانزده جلد فراهم كرد . فهرست نگارشهاى او را زركلى در اعلام 7 : 307 ، از فوات الوفيات و طبقات الشافعيه و مفتاح السعاده و مجلهء المنهل 7 : 443 و جز آن آورده است ، ياقوت نيز در چ ع 1 : 256 : 7 ، از « معجم » وى نقل دارد . بنا بر فهرست وستنفلد ، ياقوت در اين كتاب بيش از 25 بار از وى نقل كرده است . ( 5 ) . اصفهانى مدينى ابو موسى محمد پسر عمر ( 501 - 581 ) در اصفهان بزاد و همانجا درگذشت . سفرى به همدان و بغداد نيز داشت . جز كتابى كه ياقوت در بالا ياد مىكند ، خلكان چند كتاب ديگر نيز مانند « مغيث » و « زيادات » به وى نسبت داده و زركلى « اخبار الطوال » را بر آنها افزوده است ( خلكان 3 : 414 و اعلام زركلى 7 : 202 ) . او از منابع ياقوت در آگاهىهاى جغرافيايى عربستان است كه مقدارى از آنها ساختگى است . بنا بر فهرست وستنفلد ، ياقوت در اين كتاب 28 بار از وى نقل دارد . ( 6 ) . نصر اسكندرى فزارى بو الفتح پسر عبد الرحمن ( . . - 561 ) پسر اسماعيل ، از اسكندريه مصر به بغداد و اصفهان آمد و در اينجا درگذشت او را است « اسماء البلدان و الامكنة و الجبال و المياه » ( زركلى . اعلام 8 : 343 ، از بغية الوعاة و خريدة القصر ) پس عبارت : « نصر گويد . . . » در اين كتاب كه كمتر صفحه‌اى از آن خالى است نقل ياقوت از كتابى است كه به نام حازمى همدانى بوده و ياقوت و نجار آن را از آن نصر اسكندرى فزارى دانسته‌اند . بطورى كه وستنفلد در چ ع 5 : 33 - 34 مىگويد : آقاى رايت raight ( همكار وستنفلد ) نسختى از كتاب اسكندرى را در بريتيش موزيوم يافته كه با بررسى آن نظر ياقوت تاييد مىشود . عبارتهايى كه ياقوت از هر يك از آن سه كتاب نقل مىكند همگى با نسخه بريتيش موزيوم مطابقت دارد ( ن . ك كراچكوفسكى ص 322 - 323 ) .