ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 1
معجم البلدان ( فارسى )
پيشگفتار ترجمان 1 - زندگينامهء مؤلف : نگارندهء معجم البلدان بو عبد الله ( ابو الدّرى ) « 1 » ياقوت ( يعقوب ) پسر عبد الله رومى تبار حموى زادگاه « 2 » ساكن بغداد در گذشته در حلب ملقب به شهاب الدين است . ياقوت دانشمند در اواخر عمر براى رهايى از گزند روحى و نيش زبان نژادپرستان ، نام عربى عبد الله را براى پدر غير عرب در گذشتهء خود برگزيد ، پدرى كه اوضاع روزگار ، همراه مادر در كوكى از او جدا كرده بود ، و اگر به خاطر او مانده باشد نامى غير عربى بوده كه در آن محيط سرزنش آور بوده است ، چنان كه او نام يعقوب را نيز به جاى ياقوت كه معمولا نام بردگان بود ، و بو عبد الله كه كنيت عربى است به جاى ابو الدرى كه معمولا كنيت بردگان بوده است ، براى خود پذيرفت . اين كار ياقوت به گفتهء خلّكان ( 608 - 681 ) كه در جوانى معاصر ياقوت بوده است پس از رسيدن به شهرت علمى انجام گرفته است . محمد پروين گنابادى در زندگينامهء ياقوت در پيشگفتار ترجمهء « كتاب مشترك » ياقوت به درستى مىگويد : « حموى المولد » تصحيف شدهء « حموى الولاء » است و پدر ياقوت رومى است نه حموى ، ليكن اگر نسبت « رومى » شامل مردم سريانى تبار مستعمرات روم در آسياى صغير و شمال سوريه ( نزديك حما ) باشد نيازى به فرض تصحيف نخواهد بود . ياقوت سريانى تبار تبعهء روم است ، نه بيزانسى اروپايى . ياقوت بيزانس را در ( چ ع 1 : 787 ترجمه ص 676 ) ياد كرده و هيچ آشنايى با آن جا نشان نمىدهد . قفطى و خلّكان « 3 » و ابن عماد « 4 » و مورخان پس از ايشان به پيروى از اينان ، همگى ياقوت را چنين توصيف نموده گويند : وى به خردسالى در زادگاهش اسير شده ، و پيدا است كه هيچ گاه سربازان ، كودك خود را به همراه خود به ميدان نياوردهاند ، بلكه ياقوت در ميان خانوادهاى اسير شده كه سپاه دشمن بر روستايشان تاخته ، كودك را به بغداد آورده فروخته ، مردى بازرگان از مردم حما او را خريدارى كرده كه به عسكر پسر بونصر پسر ابراهيم حموى ( درگذشتهء يكشنبه 7 ج 1 سال 606 ق ) « 5 » شناخته شده است . اين بردهدار ، ياقوت كودك را به دبستان فرستاد تا مگر در كار بازرگانى از او سود برد . مالك بىسواد او عسكر خط نمىنوشت او به جز تجارت هيچ نمىدانست و در بغداد مىزيست و زنى كه دختر يكى از رئيسان بود ، با چند فرزند داشت . چون ياقوت بزرگ شد دستور زبان عرب را مانند ديگر هموطنان سريانى او كه هم نژاد عربانند به آسانى آموخت و در سجع و قافيه كه در سدهء هفتم مطلوب محافل اشرافى حاكم عرب دمشق و بغداد بود پيشرفت كرد . پس ارباب وى او را به جهانگردى براى بازرگانى وا داشت . خلّكان زاد روز ياقوت را در سرزمين روم به سال 574 يا 575 از گفتهء خود وى مىآورد ، و كراچكوفسكى سال 575 به اتفاق آراء مىداند ، و مرگ او را در يكشنبه و به گفتهء قفطى در بيستم ماه رمضان سال 626 برابر 20 آگوست 1229 م . در كاروان سرايى بيرون شهر حلب دانسته گويد : ياقوت در آغاز ذىقعدهء همان سال كه درگذشت به حلب آمده بوده ، ليكن عبارت خلكان سستى دارد ، زيرا يازده ماه فاصله ميان آمدن تا مردن ، مرگ او را در سال بعد مىنهد .
--> ( 1 ) . ابو الدّرى كنيتى است كه ابن عماد به ياقوت داد و گويا با ياقوت ديگر اشتباه كرده باشد . ( 2 ) . متن خلكان : حموى المولد . ( 3 ) . وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان . چ ، محى الدين عبد الحميد 1949 قاهره ج 5 ، ص 178 . - به نقل از قفطى در إنباء الرواة ج 4 ، ص 74 - 95 . ( 4 ) . عبد الحى ابن عماد حنبلى م 1089 ، شذرات الذهب فى اخبار من ذهب . - با چند نادرسى كه ياد خواهم كرد . ( 5 ) . تاريخ مرگ ارباب ياقوت را محمد فضل الله ابراهيم در پيشگفتارى كه بر چاپ « انباء الرواة » نگاشت در ص 74 به نقل از حاشيهء نسخهء خطى اصل آورده است .