ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 38

معجم البلدان ( فارسى )

جاحظ : عمر پسر بحر ( 163 - 255 ) در بصره زاده شد و پس از سفرهايى چند ، در همانجا درگذشت . او مولاى قبيلهء كنانه بود نيمه گنوسيست بىرفض و رهبر گروه « جاحظيان » معتزلى شناخته شد . او برخى كتابهايش ، چون « تاج » را با ترجمهء آزاد از خدا ينامك‌هاى پهلوى پديد آورده ، پس پهلوى مىدانسته است . او در جوانى شعوبى بود و در پيرى ضد شعوبى شد . جاحظ ، مانند ياقوت از شعرهاى ضد شعوبيان سدهء دوم فريب خورده ، يا آگاهانه ، براى باطل نمودن ادعاى شعوبيان كه منكر حيوان‌شناسى عربانند ، در كتاب « حيوان » صدها حيوان را شناسانده ، از آن شعرهاى ساختگى وزارت ضد زنادقه ، به گواه مىآورد . زندگينامهء جاحظ در ده‌ها مجلّه و در مقالات و پيش گفتار كتاب‌هاى چاپ شدهء او پخش شده است . ياقوت از دو كتاب او به نام « بلدان » و « معلّمين » در 8 جاى معجمد نقل مىكند . وستنفلد در ( چ ع 6 : 359 و 476 ) كتاب « لصوص » يعنى دزدان را نيز به آنها افزوده است . ( ن . ك : لصوص در همين كتابنامه ) . جامع : نام كتابى است كه ياقوت در دو جا ، آگاهى جغرافيايى ، دربارهء يمن از آن نقل كرده است . ( چ ع 2 : 510 : 13 و چ ع 3 : 114 : 14 ) . جخ جخ : عبيد الله پسر احمد پسر محمد فزارى ، بو الفتح بغدادى ، معروف به جخ جخ ، با جيم و خاى نقطه‌دار . ( 286 - 358 ) از شاگردان بوعلى فارسى بود . او راست : اخبار جحظهء برمكى ، اخبار شعراى محدثين ، صناعة الاعراب ، عيون الاعراب ، العزلة ، مجالسات العلماء ( هدية العارفين 1 : 646 ) اسماعيل پاشا اين زندگينامه را ، گويا از اثير سال 358 و نام كتابهايش را از كشف الظنون ، آورده باشد . دهخدا براى واژهء جخ جخ از منتهى الارب ريشهء عربى آورده است ولى دور نيست ؛ اين نحو شناس پيوندى با « خج خج » امير ترك هم روزگارش داشته باشد ، كه به تحريك خليفهء بغداد ، در سال 323 مرداويج برادر وشمگير زيارى را كه خطرى براى حكومت عرب شده بود ، با توطئهء « بجكم » و يارانش كشتند ( مشكويه . تجارب الامم ، ج 5 : 486 و فهرست اعلام ترجمهء فارسى ) . ياقوت كتاب انساب البلدان هشام كلبى را ( - چ ع 1 : 692 ، چ ع 3 : 914 و چ ع 4 : 572 به خامهء جخ جخ ديده ، از آن نقل مىنمايد . واژهء جخ جخ در چ ع 1 با ضم اول و در ديگر جاها با فتح آن ديده مىشود . جزّار ( ابن - ) : احمد ( 320 - 400 ) پسر ابراهيم بوجعفر قيروانى ، كشته در اندلس ، او پيش از جا به جائى پايتخت از مغرب به قاهره ( در سال 358 ) دوست معزّ فاطمى اسماعيلى ( 341 - 365 ) بود . او هشتاد و اند سال زندگى كرد . ياقوت چهار كتاب پزشكى و يك تاريخ ده جلدى او را در « معجما 2 : 136 » ياد كرده ، مصححان در پانوشت از كتاب « سلم الوصول » و « بغية الوعات » نگاشته‌هاى او را به 22 عنوان ، و اسماعيل پاشا به 24 رسانيده‌اند كه بيشتر آنها پزشكى و فلسفه است . ياقوت گويد : سبب ياد كردن او در اين كتاب ، تأليفهاى تاريخى او است نه كتابهاى فلسفى و علمى . زركلى ( ج 1 ص 82 ) و اسماعيل پاشا در هدية 1 : 70 ) كتاب « تاريخ مهدى و خيزش او در مغرب » را در تأليفهايش ياد كرده‌اند . مهدى پسر حسين در سلميهء سوريه به سال 260 زاده شد و در 297 در مغرب به خلافت اسماعيليان رسيده و در 322 درگذشته بود . او امام يازدهم و نخستين خليفهء ايشان در آفريقاى شمالى است . ياقوت پيشامدهاى « طنبدهء » تونس را از كتاب تاريخ او نقل كرده است . ( چ ع 3 ص 550 س 7 ) 2 بو جعفر فقيه شيعه : اين عبارت ، عنوانى است كه ياقوت همه‌جا به شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى ( 385 - 460 ) نگارنده دو كتاب اصل از پنج اصل شيعه و مؤلف فهرست و رجال مىدهد . ن . ك : طوسى .