ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 20

معجم البلدان ( فارسى )

( كراچكوفسكى . تاريخ ادب جغرافيايى عرب چ ع خرطوم 1961 م ، ص 337 ) 24 - چاپ‌هاى معجم البلدان : 24 - 1 - چاپ لايبسيك در سال‌هاى 1866 تا 1870 م با تصحيح وستنفلد خاورشناس ( 1808 - 1899 م ) متن معجم البلدان در چهار جلد ؛ يكم - آ - ثيله . ص 942 با 12 صفحه پيش گفتار به آلمانى . دوم از « جابان » تا « زينة » در 968 صفحه . سوم از « ساباط كسرى » تا « فيّوم » در 936 صفحه . چهارم از « قابس » تا « يين » در 1048 صفحه چاپ كرده است . جلد پنجم تحقيقات وستنفلد به زبان آلمانى 578 صفحه كه 66 تاى آن مقدمه و بسيارى از آن شايان ترجمه به فارسى است . جلد ششم 3 فهرست را براى اين كتاب در بر دارد ؛ نخست جايگاه‌ها در ص 1 تا ص 236 دوم گروه‌ها از ص 237 تا ص 262 سوم نام كسان از ص 265 تا 783 كه شش صفحه مقدمهء آن به آلمانى است . وستنفلد در پانوشت بخش سوم مدرك زندگينامهء هر كس كه در آن صفحه ياد شده ، تا آنجا كه دانسته نشان داده است . يكى از امتيازهاى چ وستنفلد كه من رمز آن را « معجمد » نهاده‌ام ، آن است كه او فرق ميان حرف‌هاى ويژهء فارسى « پ ، چ ، ژ ، گ » را با ديگر 28 حرف مشترك ( فارسى - عربى ) با گذاردن سه نقطه بالا مىنماياند . من نيز از او پيروى كردم . جز اينكه من « گاف » را از دستور نوشتار امروزين ايران پيروى كرده ، آن را با سركشى دوم به جاى سه نقطه نماياندم . براى دو حرف پنجم و ششم ويژهء فارسى « خو ، ف » كه اديب نطنزى در « دستور اللغه » به كار برده و چند فرهنگستان امروز خاورميانه نيز آن را پذيرفته‌اند ، چون در نوشتار امروزين فارسى بىنشان است ، من نيز مانند وستنفلد از آن چشم پوشيدم ( ن . ك احسن التقاسيم ترجمه ص 90 و فرهنگنامه‌هاى عربى به فارسى از منزوى ص 20 و مقالهء منزوى در مقدمهء لغتنامهء دهخدا ص 271 ) . 24 - 2 - چاپ مصر 1909 م از محمد امين خانجى ، همراه با « منجم العمران » كه دنبالهء معجم البلدان است . 24 - 3 - چاپ دار صادر بيروت در 20 جلد در سالهاى 1955 - 1957 م پخش شده است . 24 - 4 - چاپ دار الكتب علميه بيروت ، تصحيح و پانوشت و 10 صفحه پيشگفتار از جندى فريد عبد العزيز ، در سال 1990 م . در پنج جلد متن + دو مجلد فهرست‌ها ، كه متأسفانه فهرست كتب و كتابنامه كه بسيار سودمند و لازم است ندارد . 25 - انگيزهء من براى ترجمهء اين كتاب : در سال‌هاى 1936 م تا 1938 م . در نجف و سالهاى 1941 م تا 1978 م . در تهران و نجف ، كه من و برادرم احمد منزوى ، زير نظر پدرمان ، دورهء 26 جلدى « الذريعة الى تصانيف الشيعه » را با پانوشت‌هاى من ، چاپ و پخش كرديم ، و نيز سالهاى 1971 م . تا سال 1993 م كه خود من به چاپ « طبقات اعلام شيعه » پنج جلد از آن در تبعيد اختيارى بيروت و چهار جلد آن را ، پس از بازگشت به تهران ، در دانشگاه تهران مشغول بودم ، و نيز سال‌هاى 1335 خ . تا 1340 خ . كه من و همكارم ، شادروان محمد تقى دانش‌پژوه ، سه مجلّد فهرست نسخ دست‌نويس كتابخانهء سپهسالار ، و پس از آن تا تاريخ 1346 خ به اتفاق آقايان ايرج افشار ، دانش‌پژوه ، شش مجلّد فهرست كتب خطى مجلس شوراى ملى و دو مجلّد از هجده مجلد فهرست نسخ خطى كتابخانهء مركزى دانشگاه را منتشر نمودم ، و آخرين كار فهرست‌نگارى من جلد يازدهم فهرست نسخ خطى كتابخانهء ملى جمهورى اسلامى به سال 1375 خ . است ، مجموع اين كارها به من نشان داد كه نود درصد كتاب‌هاى ياد شده از مؤلفان ايرانى است ، و به زبان عربى كه زبان علمى آن روزگار بود ، نگاشته‌اند . تنها پس از تأسيس دار الفنون در 1268 ق . و قيام مشروطيت در 1284 خ . 1907 م . و قيام جمهورى اسلامى ، در ( 1357 خ ، 1979 م ) زبان فارسى ، علوم را نيز زير پوشش خود گرفته است . از اين روى بر آن شدم تا آنجا كه توان دارم ، متن‌هاى علمى اصيل تاريخ و جغرافيا را به زبان فارسى برگردانم ، تا اين بار سنگين از دوش دانشگاهيان آينده كاسته شود . من بدين منظور به ترجمهء احسن التقاسيم ، مقدسى به يارى پرداختم ، كه جغرافىدان سدهء چهارم است ، و آن را به شركت مؤلفان و مترجمان سپردم كه به سال 1361 خ در دو مجلد منتشر گرديد ، هر چند كه به سبب زندانى بودن من هنگام چاپ دچار غلطهاى مطبعى گرديد ، ليكن باز هم خدمتى بود و از شركت نشر كنندهء آن سپاسگزارم .