ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 11

معجم البلدان ( فارسى )

بحثهاى آن مجلسها را انگيزهء تأليف كتاب معجمد مىشمرد . ن . ك : ( چ ع 1 ص 6 س 4 فارسى ص 4 س 9 ببعد ) . بند 19 - 1 : ياقوت و شعر لوده همين زندگينامه . 14 - مذهب ياقوت : ياقوت همه جا ، خود را از اهل سنت و جماعت و مذهب حكومتى اسلام ( خليفهء بغداد ) مىشمرد ، ليكن نميگويد كه ، كدام يك از چهار مذهب رسمى اعتقادنامهء قادرى ( سال 408 ق ) را پيروى دارد . ياقوت در آثارش نه خشكى مالكى دارد ، و نه تقدس قشرى حنبلى ، ولى او دربارهء « جنگهاى حنفى - شافعى « 1 » » پيروزى شافعيان را ( مانند آنچه در رى رخ داد ( معجمد 2 : 894 ) پيروزى خدا مىشمرد ، پس گويا خود را شافعى مىشمرد . ياد مذهب خانوادگى و وطن ياقوت ؛ آئين و آداب و رسوم ايشان به دليل جدا شدن او از ايشان در سنّ نامعلوم كودكى ، و گذشت روزگار ، از ذهن او زدوده شده ، و ما نمىتوانيم به طور دقيق از آن سخن گوئيم . ليكن او كه گاه به هنگام گفتگو از آئين‌هاى مذهبى ترسايان بويژه در « ديرها » ، جشن‌ها و پاى كوبى و دست افشانى و سرودها ، يا زمزمه‌هاى نرم نماز گونهء ايشان را ، با نثرى شيوا به دور از خشونت سنّى مآبانه ، چنان مىپروراند كه گوئى خاطراتى باشد از شاديهاى روزگارى كه ياقوت در آغوش گرم مادر و خانواده ، آن صحنه‌ها را در وطن پدرانش ديده و در آنها شركت داشته است . او نذر و نيازها را با آب و تاب احساسى به همه گونه مردم نسبت مىدهد ، و آن را ويژهء ترسايان مؤمن نمىشمرد . ياقوت خود را نسبت به گردآورى اشعار ، در ياد خانواده و وطن ، متعهد مىشمرد . ( معجمد چ ع 3 ، ص 424 ، س 8 - 9 ) . گزارش‌هاى ياقوت در بخش ديرها در ( چ ع 2 ، ص 639 تا 710 ) گوشه‌اى از نفوذ مسيحيت در ايران ساسانى و پس از آن را روشن مىسازد ، و گفتهء برخى مورّخان به ياد مىآيد كه : اگر يورش عرب رخ نمىداد مسيحيت ايران را فرا مىگرفت . و چه بسا بتوان احساس وحشتى را كه ساسانيان ، از مسيحيّت ، در دل سپاهيان ايران كشته بودند ، در كنار ستمگرى بر مردمشان ، يكى از اسباب كم رنگى دفاع سپاهيان ايرانى در برابر عربها شمرد ، در صورتى كه مقاومت مسلحانهء مردم شهرها ، تا دو سده ، و مقاومت ايده‌ئولژيك تا پيروزى بر تازيان ادامه يافت . « 2 » البته ياقوت سنى نمايى بسيار دارد ، گاهى عينك توحيد عددى او چنان تاريك است كه صاحبان توحيد اشراقى را مشرك و دعوى داشتن فرهء ايزدى را دعوت الوهيّت مىخواند . ( معجما : 1 : 235 و 243 ) . سروده‌هاى سوزناك ترسايانه را كه ياقوت از برخى از خليفگان و شاهزادگان سنّى ، آورده كه پس از ورشكستگى و معزولى به ديرها رو آورده و مىسروده‌اند ، خواندنى است ، مانند عبد الله پسر امين كه پس از كشته شدن پدرش به دست عمويش مأمون ، مدتى به دير حنظله پناه برده بود ( چ ع 2 : 656 ) و نيز مانند سرودهء ابن معتز « 3 » عبد اللّه پسر محمد ( 247 - 296 )

--> ( 1 ) . در سدهء 5 و 6 ايرانيان زير فشار دو نيروى خارجى ترك و عرب مىزيستند و بدبختانه خود نيز دو گروه شده بودند ، گروهى به خليفه اميد بسته مىخواستند به كمك عرب سلجوقيان تركمن را بيرون رانند . ايشان به شافعىگرى كه مذهب خليفه بود ، يا 12 امامى كه مذهبى مجاز اطرافيان خليفه بود ، تظاهر مىنمودند ، ايرانيانى كه مىخواستند با كمك سلجوقيان ايران‌گرا عربها را بيرون رانند ، يا از اسماعيليان تند الموت حمايت ، و يا به مذهب خود سلجوقيان كه حنفى بود تظاهر مىنمودند ، تا از نرمش « ارجايى » مذهب حنفى و تشيّع نيز سود برند . بدين شكل در اين دو قرن ، بيشتر شهرهاى ما گرفتار جنگ حنفى و شافعى بود ، كه سراسر كتاب « نقض » رازى و احتجاج طبرسى ( - تفرشى ) ، روشنگر آن است . ( 2 ) . مردم ايران ، اسلام را به گونه‌اى ، كمابيش ، هماهنگ با ذوق و انديشهء قشرهاى مردم ايران ساختند ، تا آنجا كه همهء « يازده كهن‌ترين كتاب حقوقى » كه شكل دهندهء اسلام تا به امروز است ، شش كتاب صحيح سنّيان ( صحاح ستّة ) و پنج اصل شيعيان همگى به خامه و انديشهء ايرانى و در سرزمين خراسان نگاشته شد ، و همهء مؤلفان ايرانى آنها از سوى حكومت خليفگان سلفى عرب دو قرن سكوت ، كه هنوز تا آن روز تدوين قانون را رفتارى ضد عربى و داراى رنگ ايرانى مىشمردند ، زير پيگرد بودند ، آرى ! اسلام امروز ما ، همان اسلام است كه مردم ، از پايتخت آن بغداد تا دورترين نقطهء باخترى آن ، آندلس ( چ ع 3 : 880 : 10 ) براى اسلام شناسى و آموزش احكام آن ناگزير بودند ، به خراسان آيند ، و اين كتابهاى يازده‌گانه را بخوانند و نسخه برگيرند و به ميهن خود برند ، و به مردمان بياموزند . آرى ! هر كس سفرنامهء ابن بطوطه را بخواند ، در سراسر گسترهء كشورهاى اسلام ، نفوذ ايرانى را خواهد ديد ، يعنى اسلام گنوسيستى ايرانى را خواهد ديد ، نه اسلام دو قرن سكوت سلفى را ! ( 3 ) . ديرنشين‌شدن خليفه‌زادگان ، ويژهء بنى عباس نبود ، بلكه از فرزندان بنى اميه ، پس از ورشكستگى نيز چند تن ديرنشين ديده مىشود