ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
17
معجم البلدان ( فارسى )
است يعنى از خط استوا ، جائى كه شب [ 19 ] و روزش برابر است [ به سوى شمال در جائى كه روز ] « 1 » تابستانش بيست ساعت و شب چهار ساعت است ، و در زمستان عكس آن است يعنى شب بيست ساعت و روز چهار ساعت است . او مىگويد برابرى روز و شب در جزيرهاى ميان هند و حبشه است كه در سمت جنوب « يمن » است ، پس عرض جغرافيائى ربع مسكونى شصت جزء ( - درجه ) يعنى چهار هزار و پانصد ميل است . پس چون يك ششم را در نصف كه از خط استوا به دست آمد ضرب كنيم معلوم مىشود كه همهء آبادىهاى شناخته شدهء زمين يك ششم همهء آنست . ] گروه ديگر نيز در وسعت زمين اختلاف دارند و چنين گويند كه مكحول « 2 » گفته است : [ از آغاز آبادى زمين تا پايان آن پانصد سال راه است كه به اندازه دويست سال آن را درياها فرا گرفته است و دويست ديگر ناآباد است و كسى در آن نيست ، هشتاد سال از اين مقدار ، از آن ياجوج و ماجوج است و بيست سال ديگر آن از آن ساير مردمان است . ] از قتاده روايت است كه گفت : [ دنيا بيست و چهار هزار فرسنگ است ، كشور سودان دوازده هزار فرسنگ ، كشور ايران سه هزار فرسنگ كشور روم هشت هزار فرسنگ ، و تازيان هزار فرسنگ آن را دارند . ] روايتى ديگر نيز از بطلميوس است كه گويند : [ او اندازه زمين و پيرامون آن را به تخمين از مجسطى بيرون آورده و گفت گردى زمين يكصد و هشت هزار اسطاديون « 3 » است و هر اسطاديون چهارصد ذراع مساحت دارد و اين برابر بيست و چهار هزار ميل است كه هشت هزار فرسنگ مىباشد ، و همهء كوهها ، درياها ، بيشهها و مردابها را در بر مىگيرد . ] او مىگويد : [ ضخامت زمين كه قطر آنست هفت هزار و ششصد و سى ميل است كه دو هزار و پانصد و چهل فرسنگ و دو سوم فرسنگ مىباشد . ] نيز مىگويد : [ كلّ سطح زمين يكصد و سى و دو ميليون و ششصد هزار ميل مىباشد كه دويست و هشتاد و هشت هزار فرسنگ است . ] دربارهء تعداد زمينها نيز اختلاف دارند . خداى تعالى مىفرمايد : [ خداوند هفت [ 20 ] آسمان و همانند آن زمين آفريده است ] ( طلاق : 65 : 12 ) احتمال داده مىشود اين همانندى از لحاظ عدد و طبقات آنها باشد زيرا كه در روايت است كه هر يك از آنها بر روى ديگرى است و ضخامت هر طبقهء زمين پانصد سال راه است . در برخى اخبار براى هر طبقه زمين ساكنانى با صفتها و قيافههاى شگفتآور ، و براى هر زمين نامى ويژه و براى هر آسمان نيز نامى ويژه آورده شده است . عطا بن يسار در تفسير آيت [ خداوند هفت آسمان و همانند آن زمين آفريد ] گفته است : [ در هر يك از آن زمينها يك آدم مانند آدم شما و يك نوح همانند نوح شما و ابراهيمى همچون ابراهيم شما هست . ] گذشتگان مىگفتند : [ هفت زمين پهلوى يكديگرند پس همين هفت اقليم طبقه ناميده شده است و معتزلهء مسلمان نيز همين را مىپسندند . ] برخى نيز گويند [ مقصود از هفت زمين ، پستى و بلنديهائى همچون پلكان است . ] دربارهء درياها و رودخانهها نيز اختلاف دارند . مسلمانان روايت كنند كه خداوند درياها را شور و تلخ آفريده و آب شيرين را از آسمان فرود مىآورد چنان كه گويد : [ از آسمان آب به اندازه فرود آورده در زمين ساكن مىكنيم ( مؤمنون : 23 : 18 ) . ] پس همهء آبهاى شيرين چاهها و رودها از آنجا باشد . و چون رستخيز نزديك شود خداوند فرشتهاى را مىفرستد كه طشتى همراه دارد و او آن آبها را گرد آورده به بهشت باز مىگرداند . ] اهل كتاب مىگويند [ چهار رود از بهشت سرچشمه دارد ، فرات ، سيحون ، جيحون ، دجله ] اينان گويند : [ بهشت در خاور زمين باشد . ]
--> ( 1 ) . ميان دو كروشه از متن عربى افتاده و عبارت ناقص است و مترجم آن را در فارسى افزوده است . ( 2 ) . گويا : محمد پسر عبد الله مكحول بيروتى م 321 ( زركلى از نجوم زاهرة 3 : 242 ) باشد كه در اين كتاب بيش از ده جا از وى نقل آمده است . ( 3 ) . اسطاذيا : از استاديون يونانى stadion معادل 600 پا ( لغتنامه ، از تحديد نهايات بيرونى ترجمه احمد آرام ص 186 . )