السيد جعفر السجادي
9
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
اوايل پنجم است . و اهمّ اين مكتبهاى تلفيقى اگر بتوان مكتب گفت ، مكتب اخوان الصفا و خلان الوفاء و هم زمان آنها مكتب فلسفى اسماعيليان است بر اساس نظريهپردازىهاى خاص ابو حاتم رازى و حميد الدين كرمانى . در مورد اخوان الصفا عدهاى خواستهاند بگويند كه آنها هم از نظريهپردازان اسماعيليان بودهاند كه البته اين امر به وضوح روشن نشده است اما به هر حال يكى از مكتبهاى فلسفى كلامى چشمگير در تمدن اسلامى كه مجمع الابحر همه انديشهها است مكتب التقاطى اخوان الصفا است . آنها اصول همهء مذاهب را پذيرفتهاند و از همهء مدنيتها بهرهمند شدهاند و با استناد به آيات قرآن مجيد و روايات ، معجون هفت جوشى را به وجود آوردهاند كه مىتواند يك مكتب صلح و سازش باشد و اما مكتب فلسفى اسماعيليان را كه پايهگذاران آن ابو حاتم رازى داعى الدعات و حميد الدين كرمانى حجة العراقين بوده است چنين هدفى را دنبال نكردهاند . موقعى كه جوهره عامل منصور الحاكم بامر اللَّه خليفه فاطمى ، مصر را فتح مىكند و سوداهاى خاصى را در مغز خود مىپروراند ، حميد الدين كرمانى را دعوت مىكند كه به عنوان نظريهپرداز جناب منصور دست به كار شده و بدين ترتيب حميد الدين كرمانى مىبايست به هر وسيله و طريق جاهطلبىها و خودخواهىهاى الحاكم بامر اللَّه را مشروع جلوه دهد و مكتبى بسيار مبهم و در عين حال منسجم براى توجيه خودخواهىهاى خليفهء فاطمى كه بنا است تصميماتش قانون الهى و مفترض الطاعه باشد به وجود آورد . و اين مرد مقتدر و توانا كه يكى از مغزهاى متفكر تاريخ تمدن اسلامى بايد به حسابش آورد ، با بندبازىهاى خاص و استفاده از نظام حكمت ارسطويى و افلاطونى وظيفهء شاقّ خود را انجام مىدهد و كتاب راحة العقل را به اضافه چندين رسالهء ديگر در اين باب به وجود مىآورد كه بسيار حيرت برانگيز است و ادامهء همين مكتب بود كه سايهاى از آن نقل به ايوبيان مىشود و دهها دانشمند مانند سهروردىها را در كام خود فرو مىبرد و همين طرز انديشه و شبيه و شبح آن به مانند يك مرض مسرى به موحدين و ابن تومرت مهدى موعود و بنيانگذار آنها سرايت مىكند و ابن رشدها را به كام خود فرو مىكشد . اين مكتبها به اضافه مكتب كلامى فلسفى حسنى زيدى نظريهپرداز مكتب زيديه كه مقارن است با حميد الدين كرمانى معجون هفتجوشى را به وجود مىآورند كه ناگزير همه چيز دستخوش تأويل و تفسير مىشود ، تأويلات بعيد از ذهن . و از آن طرف مكتب ديگرى در جهت زهد و عرفان و تقواى اسلامى به وسيلهء حسن بصرى و رابعهء عدويه پايهگذارى مىشود كه عبد الرحمن سلمىها و جنيد بغدادىها و حلاجها آن را تعقيب كرده به صورت معجونى تحويل محيى الدين ابن عربى مىدهند و ابن فارض و محيى الدين عربى هر يك در جهتى آن را تكميل مىكنند و به ويژه محيى الدين كه خود را مبشّر واقعى دين محمدى مىداند . بعد از منصور حلاج كه داستان زندگى او واقعا اسرارآميز است ، ابن عربى است . مىگويند منصور مدعى الوهيت بود و پارهاى هم گفتهاند مدعى مهدويت بود و به هرحال هيچيك از اين ادّعاهايى كه به او نسبت مىدهند در محاكمهاى كه براى او تشكيل گرديد به ثبوت نرسيد . مىگويند جنيد بغدادى براى حلاج پيام فرستاد كه صراحت در اين ادعاها سر تو را به باد خواهد داد و قصد او اين بوده است كه از اين گونه ادعاها ما هم داريم لكن عاقل هم هستيم - و به هر حال بعد از او ابن عربى بود كه صاحب مكتب ژرف