السيد جعفر السجادي

87

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

امر عقلى و تحليل ذهنى است و نه خارجى . « 1 » ملا صدرا براى روشن شدن مسأله ، مسأله اصالت نور شهاب الدين سهروردى را به ميان آورده است و مىگويد گاه نور گفته مىشود و معنى مصدرى از آن خواسته مىشود يعنى نورانيت شىء از اشيا كه اين معنى ذهنى است و وجود خارجى ندارد . و گاه نور گفته مىشود و امرى كه ظاهر بالذات و ظاهر كنندهء غير است اراده مىشود يعنى امرى كه خود به خود روشن است و روشنايى اشياى ديگر از او است مانند ذات حق و عقول و نفوس و انوار عرضيّه معقوله و يا محسوسه مانند نور كواكب و چراغ‌ها . اين نور است كه در خارج موجود است و اطلاق نور بر اين نور خارجى به تشكيك است يعنى به تشكيك اتفاقى كه مرتبهء شديد و ضعيف و ناقص و كامل همه نورند و اين نور خارجى موصوف به كليت و جزئيت نمىشود و چون آن چه موصوف به كلّيت و جزئيت است امر ذهنى است و اين نور صريح ، فعليّت و ظهور و وضوح است . ملا صدرا در اين مسأله كاملا تعريف نور و مراتب آن را از شهاب الدين سهروردى گرفته است ، بيان شد كه شهاب الدين سهروردى از كسانى است كه فرض اصالت وجود را قبول ندارد لكن طبق رويهء خود كه پيروى از سنت مشرق زمين و فلسفهء آن مىباشد نور را اصيل مىداند ، نور حقيقى و معنوى را اصيل و داراى مراتب مىداند و به نظر مىرسد كه ملا صدرا در اصل فرض اصالت وجود كه لازمهء آن وحدت وجود است از اساس انديشه شهاب الدين در اصالت نور نيز متأثر شده باشد . شهاب الدين سهروردى گويد حكمت اشراق كه من احيا كنندهء آن مىباشم مبتنى بر نور و ظلمت است كه البته خود توضيح مىدهد كه ظلمت عدمى است و عدم النور است پس باقى مىماند نور ، وى اجسام را برزخ مىداند كه نه نورند و نه ظلمت . ملا صدرا مىگويد : همه چيز وجود است يك مرتبهء اقوى و اكمل ، وجود حق است و بقيهء مراتب وجودات ممكنه‌اند ، ماهيات از مراتب گرفته مىشود يا انتزاع مىشوند و يك امورى انتزاعى مىباشند . جهان دريايى از وجود است ، اين دريا امواج دارد كه امواج دريا جداى از دريا نمىباشند ، موقعى كه نسيم بوزد دريا تبديل به امواج مىشود و موقعى كه دريا آرام شود امواج جزء دريا مىشوند . اين امواج متكثر همه مربوط به دريايند و تكثر آن‌ها يك امر اعتبارى است كه نسيمى وزيده است و تكثرات به وجود آمده‌اند . تكثرات نموده‌اند و نه بود ، مىنمايند و نمىپايند اين تكثرات ماهيات‌اند كه حدود امواج دريايند . شهاب الدين مىگويد جهان همه نور است و اين نور نامتناهى است و حدود نور كه مراتب نور باشد ، ماهيات‌اند . ملا صدرا در تعبيرى روشن‌تر گويد : وجود هم مانند نور گاه اطلاق بر معنى انتزاعى عقلى مىشود كه از معقولات ثانى است و مفهومات مصدرى كه فى نفس الامر تحققى ندارد كه آن را وجود اثباتى گويند و گاه اطلاق شود بر امر حقيقى كه طريان عدم و لا شيئت از ذات او برّى و به دور است . و نسبت وجود انتزاعى به وجود حقيقى مانند نسبت انسانيت ( مفهوم ) است به انسان ( خارجى ) و ابيضيت ( مفهوم ) به بياض . و گويد : وجود حقيقى عينى ، حقيقتى واحد و

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، صص 49 - 56 .