السيد جعفر السجادي
78
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
تلبس ذات به مبدأ اشتقاق است نه معرفى ذات و نه معرفى نفس مفهوم صفت بدون انتساب و ارتباط به ذات . بلكه معرفى و شناساندن صفت از آن جهت كه منسوب به ذات و قائم به او است . پس معرفى و شناسايى ذات امرى ضمنى و غير مقصود بالذات است . پس مشتق حقيقى همان صفت است به اعتبار قيام به ذات ، و چون حمل مبدأ اشتقاق به تنهايى بدون تغيير در صورت كلمه ممكن نيست ناچار از آن كلمه لفظى اشتقاق مىكنيم تا بتوانيم آن را بر ذات حمل كنيم و اين بدين لحاظ است كه عرض يعنى مبدأ اشتقاق متحد است با عرضى يعنى مشتق ، به اتحاد مفهوم مأخوذ « لا به شرط » با مفهوم مأخوذ « به شرط لا » ) و مفهوم مشتق نزد بعضى عبارت است از ذات با نسبت وى به مبدأ به طورى كه نسبت ، داخل در مفهوم مشتق بوده و مبدأ ، خارج باشد ( چنانكه در مقيد مىگوييم تقيد داخل در مفهوم مقيد است و قيد ، خارج . و لذا فرق ما بين مركب و مقيد همين است كه كليهء اجزا ، داخل در ذات و مفهوم مركبند ولى قيد ، داخل در مفهوم مقيد نيست بلكه تقيد يعنى اتصاف و تعلق مقيد بدين قيد ، داخل در مفهوم مقيد است ) . ( اينها بود آرا و عقايدى كه در مورد مشتق بيان گرديده است ) اما از نظر ما حق اين است كه مفهوم مشتق عبارت است از چيزى كه مبدأ اشتقاق مطلقا و به نحوى از انحا براى آن ثابت شده و بدان متصف است و اين ثبوت ، اعم است از ثبوت شىء براى غير خود و يا ثبوت شىء براى جزئى از آن غير و يا ثبوت شىء براى ذات خود . ( ثبوت شىء براى غير مانند ثبوت بياض براى جسم و يا ثبوت وجود براى ماهيت ، و ثبوت شىء براى جزء غير ، مانند ثبوت بياض براى جسم ابيض كه جسم ، جزء مجموع مركب از جسم و بياض است . و يا ثبوت وجود براى ماهيت موجود ممكن الوجود كه ماهيت ، جزء مفهوم موجود ممكن الوجود است كه مركب است از ماهيت و وجود . و ثبوت شىء براى ذات خود مانند ثبوت ابيضيت براى نفس بياض يا ثبوت وجود يا موجوديت براى نفس وجود ) . پس در صورت اول ثبوت مطلق است كه شامل هر سه قسم است . « 1 » اسم اللَّه - نام اللَّه نزد عارفان عبارت از مرتبهء الوهيت جامع جميع شؤون و اعتبارات و نعوت و كمالات است كه همه اسما و صفات كه لمعات نور ذات و شؤون او است در آن مندرج است و آن نخستين كثرتى است كه در جهان آفرينش حاصل آمد و آن برزخ بين حضرت احديت و مظاهر امريت و خلقيت است و اين نام جامع بين دو گروه صفات است كه مقابل هماند و نسبت اسم اللَّه مانند نسبت وجود است با ماهيات ممكنه ، به جز اينكه براى واجب الوجود ماهيتى نيست . « 2 » و بالجمله ملا صدرا را گويد : حق تعالى را اسمايى است . « 3 » متقابله كه لازم ذات او است مانند اول ، آخر ، ظاهر ، باطن ، هادى ، مضّل ، مضّر ، مذل و براى او بر حسب احديت وجود واجبى او هر دو صفت متقابل از اسما وجود دارد كه اشرف آنها بر حسب جمال ذات و زينت وجه او است ، اسما و صفات جمال اولا و بالذات براى او تثبيت
--> ( 1 ) ترجمهء شواهد الربوبيه ، صص 61 - 71 . ( 2 ) تفسير كبير ، ص 33 . ( 3 ) تفسير آيه نور ، ص 151 .