السيد جعفر السجادي

520

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

مطلق كلى شامل افراد مختلف الحقيقه و يا متفق الحقيقيهء به معنى منطقيان و فلاسفه نيست و منظور او از مطلق عموم سعى است و وجود مطلق از ديدگاه او يعنى وجود غير مشوب به عموم و خصوص و تعدد و انقسام است و با اين فرض مصداق وجود يكى است و اصولا مسأله تعدد واجب متصور نخواهد بود چون يك وجود است ذو مراتب كه مرتبهء شديد فوق شدت آن ذات حق است و تصور دوئيت در آن مرتبهء فوق شدت نمىشود يعنى يك مرتبه از همهء مراتب شديدتر است . وجود منبسط - وجود منبسط كه در لسان عرفا نفس رحمانى نامند بنابر نظر و رأى صدرا اول ما صدر است كه حق المخلوق هم ناميده مىشود و نور سارى در تمام موجودات هم نامند و روح وجود هم گويند كه در تمام موجودات سارى و در هر مرتبتى به صورتى نمايان مىشود و ظل و هباء و عما هم نامند . « 1 » وحدت و كثرت - از جمله مباحث مربوط به امور عامهء فلسفه بررسى وحدت و كثرت است و لواحق آن‌ها و در مقابل وحدت ، كثرت است و باز در مقابل وحدت غيريت است ، و هو هويت نوعى از وحدت است . ملا صدرا گويد وحدت رفيق وجود است ، هر كجا وحدت هست ، وجود هست و هر كجا وجود هست ، وحدت هست و اين هر دو در صدق بر اشياء متساوقند و به هر چه موجود گفته مىشود واحد گفته مىشود و در قوّت و ضعف نيز مانند همند . هر چه وجودش ضعيف‌تر و حدتش ضعيف‌تر و هر چه وجودش قوىتر وحدتش قوىتر است . و متساوى بودن اين دو از لحاظ مصداق است و نه مفهوم و بدين ترتيب اصالت و وحدت وجود را به بيانى ديگر شرح مىدهد . « 2 » بين هر گروهى و كثيرى از يك جهت وحدت وجود دارد كه قهرا وحدت نسبى است و نه مطلق و حقيقى از ديدگاه ملا صدرا هر وحدتى و هر جهت وحدتى بازگشت به وجود مىكند ، چند رنگ گوناگون در اصل لونيت وحدت دارند كه واحد بالكيف است آن جهت وحدت بازگشت به وجود مىكند در افراد يك نوع مثل افراد انسانى وحدت بالنوع است كه جهت وحدت همه افراد انسانيت باشد يعنى وجود آن در بين چند نوع وحدتى هست كه وحدت جنسى است و انواع وحدت‌هاى ديگر ؛ وحدت در نسبت و وحدت در اتّصال ، وحدت بالاجتماع و وحدت بالمقدار و هو هويت عبارت از اتحاد بين دو امر است كه از جهتى متغاير و از جهتى ديگر متحد باشند ، وحدت مفهومى و اتحاد مصداقى مانند انسان و بشر و يا به وجهى انسان و حيوان كه بين هر دو امرى يا نسبت تساوى است و يا تباين و يا عموم و خصوص مطلق و يا عموم و خصوص من وجه كه باز در نسبت هر دو امر يا هو هويت است به وجهى و يا غيريت است باز بطور كامل يا به وجهى از وجوه و بالجمله وحدت شخصى و با الشخص ، وحدت بالنوع ، وحدت بالجنس ، وحدت بالمشابهت ، وحدت بالمناسبت ، وحدت بالمقدار ، وحدت بالاتصّال ، وحدت بالذات كه در كتب فلسفى مذكور است و همهء

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، ص 100 و ج 2 ، سفر 3 ، ص 300 . ( 2 ) همان ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 82 به بعد .