السيد جعفر السجادي
52
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
معانى عقلى بدان معنى كه در امور جسمانى است ، نيست . و مثلا فرس عقلى موجود در عقل فعال و فرس عقلى موجود در نفس انسان آن گاه كه نفس به مرتبهء عقل بالفعل رسيده باشد از جهت معنى تعدد آنها ممكن نيست پس آن چه در نفس انسان است و آن چه در عقل فعال است يكى است و گفته شد كه نفس با تمام صور خود يعنى مدركات خود متحد مىشود ( اتحاد عاقل و معقول ) پس در نتيجه نفس كه متصّل به عقل فعال شود متحد با آن مىشود و هر صورتى عقلى كه نفس ادراك كند با عقل فعال يكى خواهد بود . اتفاق - مراد از بخت و صدفه و اتفاق كه در كلمات فلاسفه ديده مىشود اين است كه موجودات و حوادث و اشياى اين جهان تابع علل و اسباب خاصى نباشند . صدرا گويد ذيمقراطيس گمان كرده است كه وجود عالم بر قاعده و نظام معين و تابع علل و اسباب خاص و متوجه به غايت و هدف مشخص نبوده و بلكه جهان وجود بر حسب اتفاق و صدفه به وجود آمده است . « 1 » مبادى عالم ، اجزا و جواهر فردند كه در خلأ پراكندهاند و متشاكلة الطبايع و مختلفة الاشكال اند و دائما از سويى به سويى در حركتاند و برحسب اتفاق و صدفه جملهاى از آنها تصادم و برخورد كرده و ضميمه شده و از اجتماع آنها هيأت و اوضاع مخصوصى پديد آمده و جهان طبيعت موجود شده است . و بنابراين ممكن است هر آن از اجتماع و برخورد جملهء از اتمها جهان جسمانى ديگرى به وجود آيد و از اين جهت كرات و عوالم نامتناهى هستند . ذيمقراطيس در عين حال كه وجود جهان بزرگ جسمانى را مستند به اتفاق و صدفه كرده است وجود و حدوث مواليد را در اين عالم تابع علل خاصى مىدانسته است . صدرا بعد از ذكر عقايد آنان و نقض و جرح آنها گويد « و كان هذا الفيلسوف انما انكر العلة الغائية فى فعل الواجب لا غير . » اين نظر كه تنها ذيمقراطيس قايل به بخت و اتفاق بوده است نمىتواند درست باشد زيرا همه كسانى كه خلقت را مستند به علت نكردهاند و در حقيقت طبيعى مذهب بودهاند و نيروى خالق و حاكم بر جهاتى وجود را قبول نداشتهاند بر آن بودند كه كون و فساد موجودات بر حسب تصادف و اتفاق است و معلول علتى نيست . اهل اديان و شرايع و در تمدن اسلامى همهء متكلمان و فلاسفهء الهى اين نظر را مردود مىدانند ، قسمت اعظم مباحث عقلى مربوط به اثبات صانع و اوصاف و اسماى او است و در واقع رد بر اين نظر است . « 2 » اثبات ذات - يكى از مسائل معضل به نزد فلاسفه اثبات ذات است كه هر كس در مقام ايراد برهان براى اثبات ذات خداوند راهى را پيموده است . « 3 » ملا صدرا مىگويد راه اثبات ذات واجب الوجود بسيار است زيرا كه ذات او ذو فضايل و جهات بسيار است كه « وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها » و لكن در اين بين پارهء از طرق اشرف
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 253 - 255 . ( 2 ) همان ، صص 253 - 256 . ( 3 ) همان ، ج 1 ، سفر 3 ، صص 12 - 29 .