السيد جعفر السجادي
516
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
از وجودات ذهنى تعبير به وجود رابطى هم شده است چنان كه گويند ( و الوجود الرابطى اى المعلوم للقوى الادراكية و المشهود لها و الحاضر لديها انما هى الوجودات الحسيه او العقليه اما الحسيات فباستيناف وجودها عن النفس الانسانية و مثولها بين يديها فى غير هذا العالم بواسطة مظهر لها . . . اما العقليات فبارتقاء النفس اليها و اتصالها بها » . و بالجمله ملا صدرا گويد : 1 - ممكنات را ماهيتى است و وجودى و اثر جاعل اولا و بالذات وجود اشياء است ( با مراتبى كه دارد ) و نه ماهيت اشياء زيرا ماهيات اشياء از جهت شدت نقصان و ضعف آن متعلق جعل جاعل ( اولا و بالذات ) نيست و بيان شد كه وجود داراى مراتب به شدّت و ضعف و نقصان و كمال است و هر اندازه وجود كاملتر باشد آثار مترتب بر آن زيادتر است . زيرا اين وجود است كه بذاته منشأ اثر است و گاه براى ماهيت و مفهوم واحد انحايى از وجود و ظهور است كه پارهاى اقوى و پارهاى ضعفاند و بر پارهاى از آنها آثارى مترتب است كه بر پارهاى ديگر آن آثار مترتب نيست . و همانطور كه جوهر را يك ماهيت و مفهوم است كه گاه مستقل به نفس است و مفارق از ماده است مانند عقول و گاه محتاج به ماده است و مقرون به آن مانند صور نوعيه با مراتب و تفاوتى كه دارند ، وجود نيز اطوارى دارد و مراتبى دارد . « 1 » 2 - خداوند نفس انسان را به نحوى آفريده است كه قادر است هم صور مجرده و هم صور ماديه را ايجاد و خلق كند ، زيرا نفس انسان از سنخ ملكوت و عالم قدرت و سطوت است و نفس را رسد كه صور عقليه قائم به ذات خود را بيافريند و هم صور قائمهء بر مواد را و هر صورتى كه از فاعل صادر شود ، حصول آفاقى نفسه عبارت از حصول آن براى فاعلش خواهد بود ( نه حصولى حلولى و وصفى ) و بلكه به نحو حصول صدورى مانند قيام معلول به علت كه قيام صدورى است و نه وصفى و حلولى و مانند حصول صور موجودات براى ذات خداوند . و هر صورتى كه براى موجودى حاصل باشد ، موجودى كه مجرد از ماده است همان حصول مناط عالميت آن موجود مجرد است به آن صور . حال آن صورت عين موجود عالم باشد ( اتحاد عالم و معلوم ) مانند علم نفس به ذات خود و يا غير آن باشد . پس نفس انسان را عالمى است ويژه خود با جواهر و اعراض مفارقه و ماديه و افلاك متحركه و ساكنه . و عناصر و مركبات و ساير حقايق ، نفس انسان اين موجودات عالم خود را به نفس حصولات آنها مشاهده مىكند . ملا صدرا گويد خداوند نفس را مثال ذات و صفات و افعال خود بيافريد تا معرفت آن وسيله شناخت خداوند باشد و آن را مجرد از زمان و احيان و اكوان بساخت و او را صاحب قدرت و اراده آفريد مملكت او را مشابه مملكت خود قرار داد ، و نفس را آن قدرت و اختيارى داد كه هر چه را خواهد آفريند لكن هر چند از سنخ ملكوت است و عالم قدرت ، ضعيفة الوجود است ، زيرا در مراتب نزول از وجود واقع است ، بين او و ذات حق وسايط است و كثرت وسايط بين او و منبع وجود موجب ضعف وجودى اوست .
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 264 .