السيد جعفر السجادي

508

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ماهيت او و ماهيت او عين وجود او است زيرا در ذات حق هيچ‌گونه تركيبى حتى تركيب ذهنى متصوّر نمىباشد ، ملا صدرا دلايل متعددى مبنى بر امتناع زيادت وجود حق بر ماهيت آن آورده است . « 1 » واجب الوجود لذاته واجب من جميع جهاته - اين قاعده و اصل ظاهرا از ابتكارات ملا صدرا است . ملا صدرا گويد : از متن عبارت و اصطلاح واجب الوجود بالذات اين معنى مستفاد مىشود كه واجب الوجود بالذات عبارت از موجودى است كه هر آن چه به امكان عام براى او ممكن بوده است بالفعل براى او موجود باشد و به عبارت ديگر واجب ذاتى عبارت از موجودى است كه همهء امورى كه فرضا براى او ممكن بوده و يا توان در او تصور كرد بالفعل براى او باشد و به مانند ساير موجودات حالت انتظارى در او نباشد زيرا معنى واجب الوجود اين است كه در آن قوت راه ندارد و فرق واجب با ممكن اين است زيرا در ممكنات مراحل قوت و فعليت وجود دارد و در واجب چنين امرى متصور نيست . « 2 » در اين جا ايرادى كه پيش مىآيد اين است كه مفارقات عقليه نيز اين چنين‌اند كه حالت انتظارى ندارند و همهء امور ممكنه براى آن‌ها بالفعل وجود دارد پاسخ اين ايراد اين است كه در ذات واجب صفات عين ذات است يعنى صفات به عين ذاتش واجب الوجود بالذات است و كل صفات است يعنى ذاتش عينا بالذات همه صفات است و بالجمله در مفارقات هم وجودشان و هم كمالات‌شان بالغير است و در ذات حق چنين نيست . واحد - واحد مقابل كثير است و تعاريفى كه براى آن شده است همه تعاريف دورى است و بالجمله تعريف و تحديد آن ممكن نباشد مگر به مقابليت با كثير . واحد را بر حسب تعلق آن به موضوعات و موارد اقسامى چند است . 1 - واحد بالاتصال . واحد شخصى كه منقسم به اجزاى مقداريهء متشابه شود واحد بالاتصال است و اجزاى آن همه در حقيقت بايد متحد باشند . 2 - واحد بالتركيب و آن عبارت از امرى است كه متكثر بالفعل باشد و از جهت حصول تركيب ميان آن‌ها حالت وحدانى پيدا كرده باشند كه واحد بالاجتماع نيز مىگويند . 3 - واحد بالجنس كه عبارت از مابه الاشتراك ميان انواع مختلفة الحقايق است و آن انواع از لحاظ جنس با هم ديگر وحدت دارند . 4 - واحد بالعدد كه واحد شخصى است و اقسام ديگرى كه در محل خود بيان شده است مانند واحد بالنوع و واحد بالعرض و بالذات و غيره . ملا صدرا در شواهد الربوبيه دربارهء واحد و كثير و انواع آن گويد : اشراق دوم : در بيان واحد و كثير . وحدت مساوق و هم طراز با وجود است در صدق بر جميع اشياء . بلكه در حقيقت ، وحدت عين وجود است و لذا در قوت و ضعف همانند او است . زيرا هر چيزى كه وجودش اقوى است ، وحدتش نيز اقوى و اتمّ است و همچنين وحدت همانند و هم‌طراز با وجود است در

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 96 . ( 2 ) همان ، ص 132 .