السيد جعفر السجادي

49

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

و بالجمله كليه مدرّكات با مدرك متحددند و آن‌ها با نفس متحدند و نفس متطور و متشأن و متصور به همه است . « 1 » 1 - فان الوجود العقلى الصرف المجرد عن المواد و علائقها لا يمكن ثبوتها لشئى الاوله فى ذاته مثل هذا الوجود بان يكون عقلا و معقولا بالفعل فالمعقول بالفعل لا يثبت الا لمعقول بالمفعل . اتحاد مدرك و مدرك - ملا صدرا به طور كلى قايل به اتحاد مدرك با مدرك است در تمام انواع ادراكات و گويد : معقول بما هو معقول وجودش فى نفسه و وجودش براى عاقلش و نيز معقوليتش يك چيز است و همانطور محسوس بما هو محسوس وجودش فى نفسه و وجودش براى حاسّ و نيز محسوسيتش يك چيز است . ملا صدرا گويد : نفس در عين وحدت كل قوى است ، سمع و سميع ، بصير و . . . همه كار نفس است . و به عبارت ديگر اين نفس است كه هم بصر را و هم آن چه به آن ديد انجام مىشود و هم ابصار هر سه را ادراك مىكند و بلكه اين نفس است كه هم بصر است و هم مبصر و هم ما به الابصار و هم ابصار است و اين نفس است كه سمع ، مسموع و سماع را ادراك مىكند و بلكه اين نفس است كه فى وحدتها كل القوى با توجه به اين مقدمات گوييم : اگر صورت معقول استوار به ذات خود باشد قهرا لذاته موجود خواهد بود و در نتيجه معقول لذاته خواهد بود ( چون هر مجردى عاقل و معقول لذاته است ) . ملا صدرا گويد جسم و جسمانى نتواند كه مدرك ذات خود باشد زيرا ماده حجاب است و مرجع رفع حجاب تأكّد و شدّت وجود است و نفس چون مجرد است عاقل ذات خود مىباشد . اشراقيان نيز نفوس را مدرك ذات خود مىدانند و گويند : تعقل عبارت از عد حجاب يا عدم غيبت است از ذات مجرد و نفس چون مجرد است و غايب از ذات خود نيست پس مدرك ذات خود است و چون عاقل ذات خود است ، معقول ذات خود است و معنى اتحاد عاقل و معقول اين است . و همين طور معنى اتحاد ادراك و مدرك و مدرك . ملا صدرا مىگويد همين طور است اگر صورت محسوس فرض شود كه مجرد است و قائم به ذات خود ، در اين صورت محسوس لذاته خواهد بود و وجود او لذاته نفس محسوسيت لذاته او خواهد بود پس حاسّ و محسوس خواهد شد و از اين بيان روشن شد كه اجسام طبيعى وجودا مشوب باعدام و ظلمات‌اند فى نفسه و محفوف به غواشى خارجيه و همين امور مانع معلوميت آن‌ها است زيرا نحوهء وجود آن‌ها فى نفسه مانع از تعلق علم است به آن‌ها . اتّصاف - عبارت است از نسبت ميان دو چيز متغاير است به حسب وجود در ظرف اتصاف و ناچار در ظرف اتصاف بايد دو امر موجود باشد تا نسبت مذكور محقق شود نهايت آن‌كه اشيا در موجوديت متفاوت‌اند و هر يك را حظى خاص از وجود است و هر صفتى از صفات را مرتبتى خاص از وجود است كه منشأ آثار مخصوص است حتى اضافات و اعدام و ملكات و قوى و استعدادات كه آن‌ها را نيز

--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، ص 324 .