السيد جعفر السجادي

487

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

با هم جمع نمىشوند ( و در مقابل يكديگر قرار نمىگيرند ) . زيرا همان‌طور كه يقين دائم ثابت ، با ضد يقين ( يعنى جهل و يا شك و ترديد ) در موضوع واحد جمع نمىشوند ، همين‌طور در موضوع واحد در تعاقب يكديگر قرار نمىگيرند ( بدين‌گونه كه گاهى شرك در نفس جايگزين توحيد و يا توحيد جايگزين شرك گردد ، بر خلاف ساير اضداد مانند سفيدى و سياهى كه هر چند در محل واحد با هم جمع نمىشوند ، ولى در تعاقب يكديگر قرار مىگيرند ) . پس براى كلمهء « لا إله الا اللّه » چيزى كه مقابل و معادل او باشد در كفهء ديگرى قرار نخواهد گرفت و هيچ چيزى بر وى رجحان و برترى نخواهد پيدا كرد ( و هيچ عملى جاى آن را نخواهد گرفت ) همان‌طور كه حديث « صاحب السجلات » بر اين مطلب ( يعنى اهميت و عظمت ذكر « لا إله الا اللّه » دلالت دارد . ( زيرا در حديث مذكور آمده است كه شخصى در همه عمر هيچ كار نيكى انجام نداده بود ولى روزى از روى اخلاص ، كلمهء لا إله الا اللّه را به زبان جارى كرد و بدين علت در روز قيامت در كفهء حسنات او نود و نه سجل يعنى دفتر حاكى از اعمال نيك گذاشته مىشود تا بدين وسيله كفهء حسنات بر كفهء سيئات رجحان پيدا كند و اين به بركت تلفظ به كلمهء « لا إله الا اللّه » است ) و اما مشركين همان‌طور كه در آيهء شريفهء « فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً » « 1 » بدان تصريح مىكند ، در روز قيامت هيچ وزن و ارزشى براى آنان قايل نيستند و كفهء حسنات آنان به كلى عارى و خالى از خيرات و حسنات است زيرا ( به علت شرك به خدا ) اعمال نيك آنان به كلى حبط و محو گرديده است . موازين . ميل - ميل به معناى رغبت در چيزى است و به معناى حب است و به معناى خروج از حال استوا است و در فلسفه مبدأ حركت اجسام به طرف علو و سفل را ميل طبيعى آن‌ها گويند توضيح آن كه هر جسمى از اجسام و عنصرى از عناصر داراى مركز خاصى است كه متمايل به آن مىباشد چنان كه آتش طبعا به طرف علو رود و خاك به طرف سفل .

--> ( 1 ) كهف / 105 .