السيد جعفر السجادي
485
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
چيزى شود جز زمين ) « 1 » و بدين علوم ربوبى در آيهء شريفهء « آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ » ( رسول به آن چه به او نازل شده ايمان دارد ) « 2 » صريحا اشاره شده است . و از جمله مطالب و مسائل اين علم ، اثبات مقولات ده گانه جوهر و عرض نظير كم و كيف و ساير اعراض است و اين مسائل همگى براى موجود مطلق به منزلهء انواع محسوب مىشوند . و از جمله مسائل علم اعلى ، اثبات امور عامه است ( كه بعدا به تفصيل در مورد آن بحث خواهيم كرد ) و اين امور عامه به منزلهء عوارض خاصه براى موجود مطلقند ( كه موضوع علم اعلى است ) . و اين عوارض عبارتند از « واحد » و « كثير » و « قوه » و « فعل » و « كلى » و « جزئى » و « علت » و « معلول » و « متقدم » و « متأخر » ( و امثال اين گونه مسائل كه در علم اعلى مورد بحث قرار مىگيرند ) . نيز از جمله مطالب اين حكمت ( يعنى علم اعلى ) اثبات مبادى قصوى ( يعنى علل ) چهارگانه براى كليهء موجودات عالم است كه عبارتند از « فاعل » و « غايت » و « ماده » و صورت » . موضوع علم - قدماى فلاسفه گفتهاند موضوع هر علمى عبارت از امرى است كه در آن علم بحث از عوارض ذاتى آن مىشود ، عرض ذاتى عبارت از خارج محمولى است كه لذاته ملحق به چيزى مىشود و يا با واسطهء امرى كه مساوى با آن چيز ( در اين جا موضوع علم ) باشد . ملا صدرا گويد بر اين تعريف و بيان اشكالاتى وارد شده است و اين اشكالات در اثر نادانى فلاسفه به اعراض ذاتى و اعراض مختص به اشياء است و نيز عدم اطلاع آنها است به ذاتيات و عرضيات اشياء و سپس گويد فصول منوعهء اجناس به انواع من حيث الذات عارض بر جنس مىشود در حالى كه ذاتى است و عرضى نيست و خاص است و عام نيست و گويد : آن چه از عوارض ذاتى و يا غريب انواع است گاه از جمله اعراض اوليه ذاتيه جنس است و گاه چنين نيست پس در تقسيمات اوليه گاه اعراض اوليه سبب آن تقسيمات نمىشود و گاه اعراض اوليه سبب تقسيم جنس به انواع مىشود . « 3 » دربارهء موضوع علم حكمت ملاصدرا در شواهد الربوبيه آرد : موضوع علم طبيعى - موضوع علم طبيعى جسم است از آن جهت كه در معرض تغييرات است و بحث در آن از عوارض ملحق به جسم طبيعى است . وى گويد شناخت امور طبيعى مبتنى است بر شناخت مبادى و علل و اسباب آنها ، مبادى مشترك بين همهء آنها و يا مبادى خاصهاى به بعضى ، مبادى مشترك را به عنوان اصول موضوعه بايد پذيرفت اما مبادى خاص علوم طبيعى را احيانا ممكن است در علوم طبيعى بررسى و اثبات كرد وى گويد كسى كه نفس خود را به فلسفهء الهى رياضيت داده باشد مىداند كه معرفت مبادى وجود مانند فاعل و غايت اقدماند در شناخت از معلولات آنها و طريق اشرف در تعليم اين است كه سلوك علمى مطابق با سلوك وجود باشد كه نازل از اعلى به اسفل است . دانشجوى علوم الهى از اعلى با شرف مىآيد و دانشجوى علوم طبيعى برعكس از
--> ( 1 ) ابراهيم / 49 . ( 2 ) بقره / 285 . ( 3 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 30 .