السيد جعفر السجادي
475
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
طبايع ماديه تمام و تمام ممكن الوجودند و احتياج به واجب الوجود دارند . « 1 » توضيح اين كه چيزى كه وجود و عدم براى آن مساوى باشد ممكن است . موجودات ممكن گاه داراى وجود فى ذاته مىباشند و گاه وجود آنها براى غير است و ممكن الوجود براى شىء ديگراند كه قهرا هر چه ممكن الوجود براى چيزى باشد فى ذاته هم ممكن است لكن عكس قضيه درست نيست زيرا بسيارى از چيزها هست كه فى نفسه ممكناند و ممكن الوجود براى شىء ديگر نمىباشند و بلكه يا واجب الوجود براى اشياى ديگراند مانند صورتها براى مواد و موضوعات براى اعراض و يا ممتنع براى غيراند مانند جواهرى كه قائم به نفس خوداند . آن چه فى ذاته ممكن الوجود است يا امكان وجودش در فيضان آن از علت كافى است و يا صرف امكانش كافى نيست كه از مبدأ فيض ، فيض وجودى مىگيرد . ملاصدرا گويد براى بعضى از ممكنات دو امكان مىباشد در توضيح اين فرض گويد پارهاى از ممكنات از امورى مىباشند كه بالذات و بدون شرط خارج از ذات و خارج از مقوم ذات از مبدأ فياض دريافت فيض مىكنند و اين فيض را بدون مهلت و فراخى دريافت مىكنند و بدون سبق عدم زمان و استعداد جسمانى ( عقول ) . و پارهاى از ممكنات بدين وضع نمىباشند و دريافت فيض آنها از مبدأ تابع شرايط و وسايط است ( عالم اجسام ) . ممكنات نوع اول را يك امكان و ممكنات نوع دوم را دو امكان است و بالجمله بعضى از ممكنات را دو امكان است كه يكى از آن دو امكان عبارت از وصف عام و معنى واحد است و بالأخره : همهء ممكنات مستند به سببى مىباشند كه واجب الوجود لذاته باشد ، واجبى كه از همهء جهات واجب باشد ، و جايز نيست از موجودى كه در اين وضع و حال است . پارهاى از اشياء از او صادر شود و پارهاى از اشياء صادر نشود . و بلكه نسبت فيض او به تمام ممكنات يكسان است لكن از طرفى مدلل شده است كه پارهاى از ممكنات قبل از پارهاى ديگر موجود شدهاند ( عقول ، نفوس ، افلاك ، اجسام ارضى . . . ) و نيز مشاهده مىكنيم كه پارهاى از حوادث در سلسله متعاقبات بر بعضى ديگر تقدم زمانى دارند . اين اختلاف در افاضه از ناحيه واجب الوجود نيست و بلكه از جهت اختلاف امكانات است زيرا ممكنات در امكانيت متفاوتاند به اولويت و اقدميت و اشديت و اضعفيت و غيره و مثلا امكان عقل دوم به مانند امكان عقل اول نمىباشد و در پارهاى از موجودات مانند موجودات استعداديه شرايط و لواحق ديگرى شرط در ايصال فيض است و نيز وسايط در فيض وجود دارد . هر ممكنى در مقام تحليل مركب از دو امر است يكى جهت مطلق وجود و ديگر جهت وجود متعين و بردن آن در مرتبهء خاص از مراتب وجود . بنابراين ممكن را ملاحظات عقلى و تحليلى متعدد است به احكام مختلف : 1 - ملاحظهء ذات ممكن به وجه مجمل بدون تحليل به جهات و اعتبارات . « 2 » 2 - ملاحظه آن به اعتبار اين كه موجودات به
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، صص 230 ، 241 ، 393 - 396 . ( 2 ) همان ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 330 - 331 .