السيد جعفر السجادي
47
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
نيست كه هر دو متحدى موجود به دو وجود نمىباشد و ممكن نيست كه موجود به دو وجود باشند و الا اتحادى بين آن دو نخواهد بود و بلكه معنى اتحاد اين است كه هر دو موجود به يك وجود باشند و به عبارت ديگر يك وجود منسوب به هر دو باشد و بنابراين در هر دو متحدى يكى از آن دو و يا هر دو انتزاعى مىباشند و جهت اتحاد آنها وجود است كه امر عينى حقيقى است پس همهء امور متجدده اتحاد آنها به وجود است و مفاهيم كه همان ماهيات آنها باشد اعتبارى است . « 1 » و مىگويد : همانطور كه موجوديت وجود بذاته دوئيت ذات را ايجاب نمىكند و موجب دوئيت در حيثيت ذات هم نمىشود مگر به مجرد اعتبار همانطور هم معقوليت آن بذاته موجب مغايرت در ذات نمىشود و محض اضافهء « كون الذات المجردة » عاقل نفس خود ، موجب تكثر نمىگردد نه در خارج و نه در ذهن زيرا آن اضافه از اعتبارات عقل است به قياس به عاقليت شىء غير خود را و در حقيقت اضافه امر غير واقعى است و آن چه واقع است ذات بسيط غير محتجب از ذات خود مىباشد . و نفس هر گاه چيزى را تعقل كند عين صورت عقلى مىشود و بيان خواهد شد كه هر موجود معقولى خود نيز عاقل است و از اين جهت كليهء صور ادراكيه خواه معقول باشند و خواه محسوس متحد الوجودند با مدرك خود . عقل و تعقل نوعى از وجودند و وجود با ماهيت متحد است پس علم با معلوم متحدند و اصولا اثبات بساطت عقل ممكن نيست مگر بنابر قول به اتحاد عاقل و معقول زيرا اگر دوئيت و اثنينيت در كار باشد بساطت بىمعنى است و عقل در عين بساطت و وحدت « كل الاشياء » است و اين ممكن نشود مگر به اتحاد عاقل و معقول « 2 » هر صورت مجردى اعم از آنكه مجرد بالذات باشد و يا به واسطهء تجريد مجرد شده باشد معقول فى ذاته است و هر معقول بالذات و بالفعلى را عاقل بالذات و بالفعلى لازم است و معقول بالفعل بدون عاقل بالفعل تصور نمىشود پس هر مجردى عاقل ذات خود است و در عين حال معقول بالذات است . و العلم هو الوجود المجرد عن المادة عندنا فهذه الوجود كما انه موجود لذاته كذالك معقول لذاته و كما ان موجودية الوجود لذاته لا توجب اثنينية فى الذات و لا فى حيثية الذات الا به مجرد الاعتبار فكذالك معقوليته لذاته لا يوجب مغايرة فى الذات . « 3 » و ديگر آن كه هر مجردى همانطور كه درست است كه مدرك غير خود باشد واجب است كه مدرك ذات خود باشد به حكم آن كه هر موجودى كه مجرد از ماده و لواحق ماده است كليهء امور ممكنة الحصول براى آن بايد بالفعل براى آن حاصل باشد از جهت آن كه در معرض فعل و انفعال و قوت و تأثير و تأثر مادى جسمانى نيست پس ممكن المعقوليت آن منفك از معقول بودن آن بالفعل نمىباشد و آن چه ممكن است معقول آن باشد بالفعل معقول آن است . و ديگر آن كه به حكم تضايف معقول بالفعل
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 312 - 335 . ( 2 ) همان ، ج 1 ، صص 175 ، 283 . ( 3 ) همان ، ص 325 .