السيد جعفر السجادي

469

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

وجودشان فى ذاته قائم بر خود و به ذات خودند . و بالجمله يا وجودشان در چيزى ديگر است مانند سياهى ، سفيدى و آن عرض است و يا وجودشان در چيزى ديگر نيست و آن جوهر است . « 1 » بحث مهم اين است كه بگوييم وجودش در محل است يا در موضوع ، فرق بين محل و موضوع چيست و آيا هر چيزى كه وجودش در چيزى ديگر است عرض است و بنابر اين صورت عرض است ، در حالى كه گفته‌اند صورت جوهر است . بنابر اين تعريف عرض را بدين سان اصلاح كرده‌اند . عرض عبارت از موجودى است كه در شىء باشد و شىء متقوم به آن نباشد و مانند جزء آن هم نباشد و قوام او به چيزى است كه در او است و به اين قيود چهارگانه شامل صورت نمىشود اين‌كه گفته مىشود در يك چيز ، براى احتراز از اين معنى است كه يك عرض شخصى در دو چيز باشد ، كه ممكن نيست . ملا صدرا گويد : جواهر پنج‌اند . زيرا يا در محل‌اند و نياز به محل دارند يا نه ، جوهرى كه در محل است صورت مادى است و جوهرى كه در محل نيست يا مركب از حال و محل است كه جسم است و يا نه ، در صورت دوم يا علاقه انفعالى به جسم دارد يا نه ، اگر دارد نفس است و اگر نه ، عقل است . يا محل صورت جسميه است كه هيولى است . و باز گويد بهتر اين است كه گفته شود جوهر يا قابل ابعاد سه گانه است و آن جسم است و الا يا جزء جسم است كه جسم به وسيله آن بالفعل مىشود چه در نوع و چه در جنس ، صورت است حال صورت امتدادى باشد يا طبيعى ، و يا جزئى است كه جسم به واسطهء آن جزء بالقوه است و يا بالقوه بودن جسم به آن است . آن را هيولى يا ماده گويند و اگر اصولا جزء جسم نباشد دو حال دارد يا جوهرى است كه متصرّف در جسم است بالمباشره آن را نفس گويند و الا عقل . پس نفس جوهر مجرد است در ذات خود و در فعل نياز به ماده يعنى بدن دارد . و عقل جوهر مجردى است كه به هيچ وجه نيازى به ماده ندارد . ملا صدرا همهء جواهر و اعراض را مظاهر مراتب وجود مىداند وى در مقام تعريف جوهر و ماهيت ، نخست بحث از جواهر ذهنى و عقلى و نحوه وجود اشياء در خيال ، در حس ، در وهم و در عقل كرده است و سرانجام گفته است جوهر ماهيتى است كه حق وجود آن اين است كه در موضوع نباشد و بدين ترتيب جواهر خياليّه ، حسيّه ، عقليه بايد مستقل باشند و نه در حسّ و خيال و عقل . بحث مورد نظر ملا صدرا اين است كه قيام جواهر عقلى به عقل چگونه است قيام حلولى است يا صدورى ، وى بر آن است كه جواهر در هر مرحلهء وضع خاصى دارد و آثارى مخصوص ، جواهر مجردهء عقليه آثار خاصى دارند و جواهر نفسيه آثار مخصوص ديگر و جواهر ماديه آثارى ديگر . « 2 » مىدانيم كه در يونان باستان در باب جهان جسمانى دو فرضيه وجود داشته است . يكى فرضيه ارسطو در باب مقولات و تركيب اجسام از ماده و صورت و تقسيم صورت به صورت جسميّه و نوعيه ديگر فرض اصحاب ذره يا اتم كه بنابر آن فرض اجسام مركب از اجزا و اتم‌ها بودند و خواص موجودات يعنى مواليد مربوط

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، ص 338 . ( 2 ) همان ، صص 242 - 243 .