السيد جعفر السجادي
455
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
اصول دين اسلام اعتقاد به معاد و حشر اجساد است كه در روز رستاخيز كه از آن تعبير به قيامت شده است همهء انسانها و به قول پارهاى ، همهء موجودات محشور مىشوند و پاسخگوى اعمال خود باشند و اين اصلى است كه بر اساس عدل الهى استوار است كه عدل ايجاب مىكند كه گناهكاران و ستمگران به جامعه پاسخگوى اعمال خود باشند ، در مسير اين بحث ، مسأله چگونگى ميزان ، حساب ، صراط ، خلود در نار و بهشت مطرح است يعنى آن چه اخبار و روايات بدان گويا است . اين بحث يك بحث كلامى فلسفى است كه در ساير مذاهب مورد توجه بوده است . اصل كيفر و پاداش احيانا در ساير مذاهب وجود دارد و لكن نه بدان صورت كه در دين اسلام مطرح است . ملا صدرا گويد : « 1 » مسألهء انكار حشر از اوهام عوام و آراى فاسده جاهليت است و كسانى كه بر اين عقيدهاند ملاحده ، طباعيه و دهريّهاند و گروهى از علماى طبيعى و پزشكان كه اعتمادى بر آنها نيست و رأى آنها در حكمت بىاعتبار است آنان گويند انسان به جز اين هيكل محسوس حامل كيفيت مزاجى چيز ديگرى نيست و بعد از مرگ همه چيز تمام مىشود و به زوال حيات همه چيز تباه مىشود و انسان هم مانند ساير حيوانات و نباتات است كه هنگامى كه مرد تمام مىشود و سعادت و شقاوت او بر حسب لذات و رنجهاى دنيوى است . ( احيانا توجه به عقايد رواقيان يا لذيون داشته است ) . ملا صدرا گويد : « اين گونه اعتقادات تكذيب عقل و برهان است و تكذيب فيلسوفان بزرگ و اهل شرايع است آن چه از جالينوس در باب معاد نقل شده است تردد است و توقف كه ناشى از تردد او در امر نفس است كه آيا نفس جوهر است يا صرف مزاج است . پارهاى از متكلمان مسألهء اعادهء معدوم را مطرح كردهاند و گفتهاند اعادهء معدوم طبق براهين عقلى محال است و بنابر اين گويند از راه عقل و برهان نتوان معاد جسمانى را ثابت كرد پارهاى قايل به معاد روحانى شدهاند و پارهاى منكر معاد شدهاند و پارهاى گفتهاند اجزايى از انسان با نفس او باقى مىماند و حشر اجساد بدان معنى است كه نفوس با اجزاى باقى مانده ، حشر يابند . » محققان فلاسفه در اصل معاد و وجود نشأت ديگر ترديدى ندارند لكن در چگونگى آن اختلاف دارند مسلمين و فقها و اصحاب حديث گفتهاند معاد تنها جسمانى است بنابر اين فرض كه روح جسمى است سارى در بدن مانند سريان نار در ذغال و آب در گل و روغن زيت در زيتون . فلاسفهء مشاء برآنند كه معاد روحانى است زيرا بدن بعد از مرگ فانى مىشود و به شخصه قابل اعاده نمىباشد و نفس جوهرى است مجرّد و باقى و فنا در آن راه ندارد . پس بازگشت مىكند به عالم مفارقات و مجردات . . . « 2 » عدهاى از حكما و بزرگان عرفا و گروهى از متكلمان مانند غزالى ، كعبى ، حليمى و راغب اصفهانى و بسيارى از اماميّه مانند شيخ مفيد و ابو جعفر طوسى و سيد مرتضى و علّامهء حلى معتقد به حدوث ارواح و رجوع به كالبد مىباشند يعنى ارواح آدميان در روز حشر
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 4 ، صص 163 به بعد . ( 2 ) همان ، ص 164 .