السيد جعفر السجادي

415

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ديگر . « 1 » كلام - كلام يعنى سخن و عبارت از جمله‌اى است كه لااقل مركب از دو كلمه باشد و بالأخره كلام از نظر معناى عرفى عبارت از الفاظ و حروفى است كه به منظور اداى مقصود و بيان مراد از مقاطع خاص خارج مىشود و از نظر معناى عام آن‌چه مبين و حاكى از ما فى الضمير باشد كلام گويند و تكلم مصدر و مشتق از كلم است و به معنى جرح است و « المتكلم من قام به الكلام » چنان كه كاتب « من اوجد الكتاب » است كه كتابت باشد و هر كتابى كلام است از وجهى و هر كلامى كتاب است از وجهى زيرا هر متكلمى كاتب است از وجهى و هر كاتبى متكلم است از وجهى و به عبارت ديگر هر متكلمى به واسطهء قلم قدرت خود در لوح نفس خود كاتب است . كسانى كه گويند كلام صفت متكلم است مراد آن‌ها متكلميت است و كسانى كه گويند كلام صفتى است قائم به متكلم مراد آن‌ها قيام فعل به فاعل است نه از قبيل قيام عرض به معروض و موضوع و كسانى كه گويند متكلم كسى است كه ايجاد كلام كند مراد آن‌ها از كلام امرى است كه قائم به نفس متكلم است . « 2 » يكى از مباحث مورد بحث ملا صدرا ، بحث در كلام و چگونگى آن از سوى خداوند و بحث در معنى كتاب است . به طورى كه از تاريخ فن كلام مستفاد مىشود نخستين بحث متكلمان در تمدن اسلامى بحث در چگونگى كلام و سخن گفتن خداوند بوده است كه مىفرمايد « كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً » يكى از وجوهى كه در نام‌گذارى فن جدل و مناظره به علم كلام ذكر شده است اين است كه گروهى از اهل نظر نخستين بحث آن‌ها در باب چگونگى كلام و متكلم بودن خدا بوده است و به تدريج نام فن جدل و مناظره و بحث در ذات و صفات الهى را كلام بدان سبب ناميدند و اساس بحث آن‌ها بر اين پايه بوده است كه خداوند ثابت و لا يتغيّر است و در معرض حوادث و تبدّلات نيست و طبيعت كلام خروج حروف و اصوات است از مقاطع خروج كه حروف و خروج در خداوند درست نيست زيرا خداوند اعضا و جوارح ندارد چون جسم نيست و ديگر در معرض تغيّر و تبدّل نيست و سخن گفتن صفت حادث است و نه قديم ، پس كلام دربارهء خدا يعنى چه پاره‌اى گفته‌اند خداوند در درخت براى موسى ايجاد كلام كرد و اين درخت بود كه به حكم مظهريت كلام حق را القا كرد و پاره‌اى براى آن تأويل ديگرى كرده‌اند . ملا صدرا فرق بين كلام خالق و كلام مخلوق گذارده است و نيز فرق بين كتاب مخلوق و كتابت خالق را بيان كرده است و مراتب كتاب الهى يعنى قرآن مجيد را با مراتب انسان انطباق داده است و گفته است ، شناخت لبّ قرآن ويژهء اهل اللَّه است ، قرآن حاوى اسرار و رموزى است كه لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ . پاره‌اى فرق گذارده‌اند بين كلام لفظى و كلام نفسى لكن ملا صدرا براساس اصالت و وحدت وجود بيانى دارد هم در باب كلام و هم كتاب و هم لوح محفوظ و لوح قضا و قدر الهى كه كاملا با بيان و تأويلات همهء عارفان و فلاسفه و متكلمان متفاوت است و به عبارت ديگر تفسير و توجيه او از نوعى دگر است كه احيانا هيچ يك از مكتب‌ها بدان

--> ( 1 ) اسفار ، ج 4 ، ص 213 . ( 2 ) مشاعر ، ص 121 و اسفار ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 32 - 54 .