السيد جعفر السجادي
387
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
فضايل از نفس ذات او بر ذات او و به نفس ذات او فايض گردد ( بدين معنى كه ذات او كه مبدأ و منشأ حقيقى كليهء خيرات و كمالات و فضايل وجود است ، بدان گونه كه هست بر ذات او مكشوف و معلوم باشد ) . « 1 » از مجموع آنچه گفته شد بر مىآيد كه دو تعريف اصلى براى قدرت شده است : 1 - صحت فعل و ترك آن و بودن فاعل در حالى كه اگر بخواهد انجام دهد و اگر نخواهد انجام ندهد . تفسير اول آن متكلمان و تفسير دوم از فلاسفهء متأخر است . « 2 » اساس بحث اين است كه عالم چگونه مىتواند حادث و مسبوق به عدم باشد در حالى كه ذات خداوند علت تامهء است و تخلف معلول از علت تامه جايز نيست پس چگونه گفته مىشود كه عالم معدوم بوده و موجود و حادث شده است . متكلمان و فلاسفه مبحث قدرت و اراده و اختيار را عنوان كردهاند كه خداوند در عين حال كه علت تامه است صاحب اراده و مشيت و اختيار است و مطابق مصلحت و مشيّت خلق مىكند و جهان مسبوق به اراده و معطوف به اختيار حق است پس ذات حق فاعل موجب نيست كه فاعل مختار است . ايراد ديگر اين است كه قدرت و اراده و اختيار هر سه عين ذات حقاند و اراده و قدرت هم به مانند ذات قديماند و بنابر اينچه مرجحّى ايجاب كرده است كه جهان در فلان زمان يا فلان وقت خلق شود و چه مرجحّى بوده است كه تا آن هنگام خلق نشده بوده است . آيا عالم قديم است يا حادث . پارهاى از متكلمان گويند علت ازلى ايجاب مىكند كه معلول آن ازلى باشد و بنابر اين جهان ازلى است اين فرض شبيه به فرض زكرياى رازى در قدماى پنجگانه است گر چه پيروان قدماى خمس آنها را در سطح علل مىدانند و پارهاى از فلاسفه گويند معلول فاعل مختار ، لازم نيست كه ازلى باشد هر چند فاعل مختار ازلى باشد ، زيرا فاعل مختار ازلى تواند كه از صدر معلول و فعل خوددارى كند زيرا معنى فاعل مختار اين است كه اگر مشيت او تعلق به ايجاد گرفت ايجاد كند و اگر نه ، نه . خواجه نصير الدين طوسى گويد همهء متكلمان گويند كه جهان حادث است و اثبات صانع عالم را از طريق حدوث عالم كردهاند و بنابر اين جهان وجود ازلى نيست در حالى كه پارهاى از اشاعره ، به قدماى هشتگانه گفتهاند و آن قدماى هشتگانه را صفات مبدأ المبادى دانستهاند . در اين بين عدهاى از فلاسفه گفتهاند كه فاعل ازلى را فعل ازلى بايد . « 3 » ملا صدرا بعد از يادآورى آرا و اقوال ديگر در باب قدرت و اراده و اختيار گويد : ما و ساير حيوانات در كارهاى خود هر چند به ظاهر مختار مىنماييم در واقع مضطّر در صورت مختاريم زيرا حركات و كارهاى نفوس حيوان تسخيرى است مانند فعل و حركات طبيعت و فرق بين طبيعت و نفس ذى شعور اين است كه نفس آگاه به اهداف و اغراض و دواعى خود مىباشد و طبيعت نمىباشد و لكن فلاسفه محقق براى كل افعال و حركات غاياتى قايل شدهاند چه آن كه فاعل آن افعال ، مختار باشد يا نه ، فعلش مسبوق
--> ( 1 ) ترجمه شواهد ، ص 417 . ( 2 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، ص 307 . ( 3 ) همان ، ص 311 .