السيد جعفر السجادي

356

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

علم تفصيلى - علم تفصيلى در مقابل علم اجمالى است و بيان شد كه علم به علت تامه موجب علم به معلولات آن نيز مىباشد چنان كه گويند علم به علت موجب علم به معلول است و يا علم « بذى السبب لا يحصل الا من جهة العلم بسببه » و بالأخره علم حاصل به موجودات واحدا و احدا به هر نحو و تعبير كه باشد علم تفصيلى است و علم به آن‌ها از راه علم به علت آن‌ها علم اجمالى . « 1 » علم حصولى - بيان شد كه صورى كه از اشياى عينى در ذهن حاصل مىشوند معلوم بالذات‌اند و اشياى خارجى و عينى كه محكى عنه آن صورند معلوم بالعرض‌اند در هر حال نحوهء علم به اشياء را كه به واسطهء حصول صورتى از معلوم عينى حاصل شود علم حصولى مىنامند و علم انطباعى هم مىگويند و علم صورى هم مىنامند در مقابل علم حضورى كه نحوهء علم مجردات به ذات خود به طور مطلق باشد و علم هر نفس و عقلى به ذات خود علم حضورى است و علم علت به معلولات خود نيز علم حضورى است چون به نفس علم به ذات خود عالم به معلولات خود مىباشد . علم حضورى - اصطلاح علم حضورى از لحاظ سابقه نخست درباره چگونگى علم خداوند به ذات خود به كار برده شده است كه گفته‌اند علم او بر خلاف انسان حضور صورت موجودات و يا ذات خودش نيست و بلكه علم او به ذات خود حضور ذاتش لذاتش مىباشد و نيز علم او به علت اولى كه عقل اول است كه از جهت معلول اول است عين وجود عقل اول و با واسطه عين وجود همهء موجودات است . « 2 » و به تدريج فلاسفه گفته‌اند كه علم انسان هم به ذات خود عبارت از حضور اشياء است و باز هم از آن فراتر رفته و گفته‌اند علم بالكلّ عبارت از حضور است ، نه حصول . پس علم حضورى بر دو قسم است يكى علم عالم به ذات خود مانند علم مجردات به ذات خود و علم نفوس انسانى به خود و ديگر علم علت به معلولات خود كه به نفس حضور معلولات نزد علت است زيرا علت در مرتبت عليت واجد همه مراتب معلول است . علم طبيعى - بحث از علم طبيعى در جسم و جسمانيات است و گويند موضوع علم طبيعى « هو الجسم المحسوس » از جهت آن كه واقع در معرض تغييرات است و مبحوث عنه آن عبارت از اعراض لاحقهء جسم و جسمانيات است اعم از آن كه صور باشند يا اعراض يا نسب طبيعى از جهت نسبت آن‌ها به قوتى كه طبيعت ناميده‌اند و گفته‌اند طبيعت عبارت از قوتى است كه مبدأ تحول و تغيير است . « 3 » علم كلى - مراد فلسفهء اولى و امور عامه است و گفته‌اند موضوع علم كلى موجود بما هو موجود است و « مبحوث عنه » در آن عوارض ذاتيه موجود است بدون توجه به آن كه آن موجود جسم باشد يا صورت باشد يا هيولى و انسان باشد يا حيوان جماد باشد يا نبات متغير باشد يا ثابت مجرد باشد يا مادى و بالأخره موضوع علم كلى موجود مطلق و مطلق وجود است . « 4 »

--> ( 1 ) رسائل ، ص 283 . ( 2 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، ص 149 ، 387 . ( 3 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 283 . ( 4 ) اسفار ، ج 3 ، صص 287 ، 491 .