السيد جعفر السجادي

338

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

است مجرد كه ذاتا و فعلا نيازى به ماده ندارد . فلاسفه از ازمنهء قديمه ميان مجردات و ماديات فرق گذارده و به اين مسأله كه غير از وجود مادى جسمانى محسوس در جهان وجود امر ديگرى هست كه مبدأ شعور و ادراك و اراده مىباشد و آن ناچار امرى است كه نه ماده است و نه مادى و نه جسم است و نه جسمانى و بر حسب تفاوتى كه در نحوهء ادراك و مدركات هست براى مجردات مراتب و درجات و بالأخره اقسامى قايل شده‌اند كه به نام روح و نفس و عقل خوانده‌اند . و چنان‌كه بعدا بيان خواهد شد به حكم قاعدهء عليت و تناسب ميان علل و معلول و باز به موجب اين كه فيض از اعلى به اسفل سرايت مىكند قايل به مجردات و عقول و نفوس طوليه و عرضيه شده‌اند . آنكسا كورس گويد در جهان وجود دو قوت مىباشد كه مدار كون و فساد بر آن‌ها است و آن دو قوت متضاد يكديگر مىباشند و آن دو قوت را « حب و نفور » ناميده‌اند و او علاوه بر آن دو قوت قايل به عقل مجرده بوده است كه ناظم جهان وجود است و حافظ نظام كلى عالم است و آن‌چه از بيانات او دانسته مىشود مراد او از عقل ذات خداست . ابرقلس قايل به دو عالم يكى عالم صفوت و لب و ديگرى عالم كدورت و قشر است . « 1 » انكسيمانس نيز قايل به مجردات « عقل و نفس » بوده و گويد خداى متعال عنصر اول را ابداع كرد و بعد عقل را آفريد . « 2 » ارسطو گويد حق تعالى علت انيات عقليهء دائمه است و هم علت انيات دايره است و گويد اشياى دايرهء حسيه قائم به نفس اشياى عقليه‌اند كه مبدعات حق‌اند . « 3 » او عقل را سه قسمت كرده است عقل هيولانى ، عقل بالملكه و عقل فعال . « 4 » ارسطو گويد براى هر حيوانى عقل مفارقى است و در بعضى از حيوانات آن عقل اظهر و ابين است و در بعضى اخفى است زيرا بعضى اخفى است و بعضى اشد نورا بوده و در درجه اول‌اند و بعضى در درجهء دوم‌اند و بعضى در رتب سوم‌اند بعضى الهىاند و بعضى ناطق‌اند و بعضى غير ناطق از جهت قرب و بعد آن‌ها به عقول شريفه . او گويد تمام موجودات در عالم عقول بوده و به وجود عقلى موجودند . نفس انسانى را دو قوت است يكى قوت عالمه و ديگرى قوت عامله و قوت عاملهء نفس منفك از قوت عالمه نيست و بالعكس . ملا صدرا به نقل از اسكندر افريدوسى كه او هم نظر استاد خود ارسطو را نقل كرده است گويد : « 5 » عقل بر چند مرتبه است : 1 - عقل هيولانى يعنى صرف استعداد و تعبير او شىء ما است يعنى چيزكى يا چيزى مبهم كه ممكن است بعدا به صورت چيزى مشار اليه درآيد يعنى پس از سير به طرف كمال و تقرر صورت در آن ، مشار اليه شود . پس عقل در نخستين مرتبه تشبيه به هيولا شده است و نام آن را هيولا گذارده‌اند . همان‌طور كه هيولى فى ذاته ممكن است

--> ( 1 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 103 . ( 2 ) همان ، صص 71 - 87 . ( 3 ) اسفار ، ج 3 ، ص 368 . ( 4 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 349 . ( 5 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 428 - 432 .