السيد جعفر السجادي

332

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

نقص آن‌ها زياد و پاره‌اى كم‌تر است و انقص و اضعف همهء مراتب هيولى است ، هر ممكنى طالب رفع نقص وجودى خود است و از اين رو سير الى اللَّه مىكند . هر موجودى را سهمى است از محبت و عشق به مطلق و كمال وجود و بنابر اين همهء موجودات سهمى از محبت و عشق الهى و عنايت ربانى دارند كه اگر موجودى حتى براى يك لحظه عارى از عشق به حق مىبود تباه مىشد پس همهء ممكنات طالب كمال وجودند و نافر از عدم و كل كمال ويژه حق است پس عشق به حق سارى در تمام موجودات است چنان كه حيات و علم سارى در كل موجودات است و لكن شوق ويژه موجوداتى است كه فاقد بسيارى از كمالاتند و آن‌ها موجودات جسمانىاند . بنابر اين عشق به حق در عقول و نفوس و افلاك وجود دارد و در موجودات طبيعى جهان ماده ، عشق و شوق هر دو هست پس شوق ويژه افلاك و اجسام است ، حركت افلاك و كواكب براى نيل به كمال و خير مطلق است محرك واقعى افلاك و ستارگان و سيارات ، عشق و شوق به كمال است . حركت اجسام ، رشد استعدادها و از قوت به فعل آمدن‌ها در تمام موجودات و طبايع متجدّده ، عناصر و مواليد همه به سوى كمال و براى كمال است « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » عشق هيولى به صورت براى نيل به كمال است . حركت جماد به نبات ، نبات به حيوان و حيوان به انسان و انسان به كمالات ممكن و رسيدن به مقام خلافت الهى همه ناشى از عشق و شوق به كمال است . وى گويد به موجب عشق غريزى هيولى به سوى معشوق خود صورت در حركت است . صورت نيز در تقررش عاشق هيولا است . هر سافلى عاشق عالى است تا برسد به موجود اتمّ و اكمل ، جسم عاشق طبيعت است ، طبيعت عاشق نفس مدبّر او است ، نفس عاشق عقل است و عقل عاشق ذات واجب است . ملا صدرا گويد بالجمله همهء موجودات متوجه به طلب حق‌اند توجهى غريزى بر ترتيب و نظام معين ، عشق را اقسامى است از انواع محبت ، محبت نفوس حيوانى به نكاح است و از انواع آن محبت رؤسا است به رياست‌ها و محبت تجار است به كسب مال و محبت اهل صنايع است به صنعت‌ها بالاتر معشوق و محبوب آن‌ها در مرتبهء بالاتر و عالىتر است . يكى عشقش مال است . يكى مقام است ، يكى هنر است ، يكى علم است يكى حق و حقيقت است و يكى عشقش صورت‌هاى زيبا است . ملا صدرا در باب عشق به ظرفا و جوانان و زيبارويان گويد : حكما دربارهء خوب و يا بد بودن اين گونه عشق‌ها ، سخن‌ها دارند . پاره‌اى از حكما گويند اين نوع عشق رذيلت است و از اعمال بىكاران و فساق است . پاره‌اى ديگر آن را از فضايل نفسانى شمرده و مدح كرده‌اند و پاره‌اى آن را مرض نفسانى دانسته‌اند و پاره‌اى آن را جنون الهى محسوب داشته‌اند . ملا صدرا گويد اين نوع عشق يعنى التذاد به صورت‌هاى زيبا و محبت مفرط به زيبارويان و صاحبان اندام‌هاى زيبا و لطيف در نظام وجود امرى است مسلم و موجود و در نفوس اكثر ملت‌ها هست و ناگزير بايد گفت كه اين معنى از نهادهاى الهى است كه مصالحى بر آن مترتب است و از اين روى بايد گفت عشق با تمام اقسام آن ، حقيقى و مجازى امرى است نيكو به ويژه اين‌كه بر آن غايات و نتايج شريفى مترتب