السيد جعفر السجادي
295
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
ممتد ذو ابعادى است كه محل يعنى هيولى بدون آن تقرر و وجودى ندارد و مشترك در تمام اجسام است كه از آن تعبير به صورت جرميه هم شده است پس صورت جسميه منشأيت آثار مخصوصهء اشياء نيست . « 1 » صور الجزئية الجسمانيه - صور جزئيه جسمانيه ، حقايق كليه موجود در عالم امر و قضا اللَّه است كه فرمود « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ » خزاين عبارت از همان حقايق كليهء عقليه است كه هر يك از آنها را رقايق جزيى است كه موجود است به اسباب جزيى قدريه از ماده مخصوصه و وضع و زمان مخصوص پس حقايق كلى به نزد خداوند موجودند بالاصاله و اين رقايق جزئيه موجودند به حكم تبعيت . . . « 2 » صور حسيه - صور حسيه مقابل صور شبحيه است . مثل افلاطونى . « 3 » صور ذهنيه منظور از صور ذهنيه كليات است . « 4 » صور شبحيه - صدرا گويد غير از مثل افلاطونى صور شبحيهء معلقهاى هستند و مثل معلقهء در عالم اشباحاند و مثل افلاطونيه ثابت در عالم انوار عقليهاند . « 5 » صور صناعيه - صور صناعيه در مقابل صور طبيعهاند . « 6 » صور طبيعيه - مراد از صور طبيعيه صور نوعيه است كه بنابر تحقيق و نظر صدرا آنها نيز جواهرند نه اعراض و بلكه نحوهء خاص وجود آنها است . « 7 » صور عقليه - اصطلاح صور عقليه عبارت ديگرى از مثل عقليه است . موجودات عالم ناسوت قبل از تقرر در عالم ناسوت در عالم عقول موجود بودهاند وجود آنها را قبل از نزول در عالم ناسوت صور عقليه نامند و فلاسفهاى مانند افلاطون آن عالم را اصل و عالم ناسوت را ظل و سايهء آن دانستهاند ، ملا صدرا دربارهء اين صور عقليه در شواهد الربوبيه گويد : اشراق ششم : در بيان آنچه كه فيلسوف اكرم ( ارسطو ) در مورد صور عقليه به منظور تأييد و تحقيق دربارهء آنها گفته است . در نزد جمهور چنين مشهور است كه رأى ارسطو در مورد وجود صور عقليه مخالف با رأى اساتيد خود مانند افلاطون و سقراط و آغاثاذيمون و ديگران است . حتى اينكه ابو نصر فارابى در مقالهء خود معروف به « الجمع بين الرأيين » مثل عقليه را به صور علميه قائم به ذات واجب الوجود تأويل نموده ، گويا ابو نصر فارابى و ديگران مانند شيخ الرئيس و موافقان آنان قادر بر تصحيح گفتار ارسطو در مورد مثل عقليه نبوده و نتوانستهاند آن را با برهان و دليل عقلى و يا از طريق كشف و شهود درك كنند و گويا آن كتاب اثولوجيا ، تأليف ارسطو ، معلم اول را مطالعه نكردهاند تا به كيفيت اتحاد و اتفاق ما بين او و معلمان او در اين مسأله پى ببرند و الا كلمات او در كتاب مذكور با كمال صراحت دلالت دارد بر وجود صور عقليه مجرد قائم به ذوات خويش ، نه قائم به محل . و اما اشكالات و انتقاداتى كه او در ضمن
--> ( 1 ) مشاعر ، صص 92 - 98 . ( 2 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 4 ، ص 126 . ( 3 ) همان ، ص 275 و ج 8 ، ص 6 . ( 4 ) همان ، ج 2 ، سفر 2 ، ص 278 . ( 5 ) همان ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 181 . ( 6 ) همان ، ج 2 ، ص 149 . ( 7 ) همان ، ج 3 ، ص 104 .