السيد جعفر السجادي

29

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

( ج 2 از 4 ، 299 ) و لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ - در مقام بيان اين امر كه ميزان عبارت از احكام الهى و قرآن است . ( ج 2 از 4 ، 298 ) وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً . وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ . . . در مقام بيان اين كه ميزان حق و باطل احكام الهى است . ( ج 1 از 3 ، 299 ) ان للّه سبعين الف حجاب من نور و ظلمة لو كشفها لا حرقت سبحات وجهه كما انتهى اليه بصره . در مقام بيان اين معنى است كه معلولات مترتبه در نظام خلقت بين بنده و ذات حق حجاب‌اند و هزارها حجاب از نور و ظلمت بين بنده و خداوند وجود دارد و اگر كسى نه از وراى حجاب بخواهد به حق بنگرد مضمحل خواهد شد چنان كه حضرت موسى ، و مراد از حجاب‌هاى نورى عقول مجرّده مترتب در وجودند كه در تجرّد و نوريّت مختلف‌اند . و همانطور كه تذكر دادم بيش از هزار آيه از قرآن مجيد و بيش از دويست حديث در مجموع چهار مجلد اسفار آمده است كه مورد تأويل قرار گرفته است كه ما صرفا به عنوان نمونهء طرز انديشه ملا صدرا چند آيه و حديث را يادآور شديم و باز تذكر مىدهم كه ملا صدرا اين توجيهات را تفسير باطنى قرآن مجيد مىداند و نه تأويل . محوريت وجود در فلسفهء ملا صدرا ملا صدرا وجود را در تمام موارد و مباحث فلسفى جريان داده و به عنوان يك محور يا اهرم از آن استفاده كرده است ، تقريبا در تمام مباحث كه به طور خلاصه به مواردى اشاره مىكنيم . 1 - در باب اتحاد عاقل و معقول و علم . گويد : علم عبارت از وجود شىء است بالفعل ( ج 3 از 1 ، 354 ) و بلكه عبارت از وجود شىء مجرد از ماده است اعم از آن كه اين وجود ، وجود لنفسه باشد يا لشئ آخر . و نيز گويد ( ج 1 از 3 ، 155 ) همان‌طور كه قوىترين موجودات وجود واجب است قوىترين علم‌ها علم واجب است . و در جايى ديگر گويد ( ج 1 از 3 ، 151 ) حضور و شهود از لوازم وجود است كه شهاب الدين گويد : از لوازم نور است . و در جايى ديگر گويد : ( ج 1 از 3 ، 150 ) زيرا علم نوعى از وجود است و علم و وجود يك چيزند و هر چيز كه وجودش قوىتر باشد علم شهودى حضورى او قوىتر است . و وجود دو گونه است : وجود ادراكى و وجود غير ادراكى ( همان ، 151 ) و گويد : علم مانند وجود گاه اطلاق بر امر حقيقى شود و گاه بر معناى انتزاعى نسبى مصدرى ( همان ، 150 ) در جايى ديگر گويد : ( ج 3 از 1 ، 280 ) علم نه تنها وجود است و بلكه وجود بالفعل است و بلكه وجود بالفعل غير مشوب به ماده و عدم است و هر اندازه از عدم مبرّى باشد شدت علميت آن زيادتر است . در جايى گويد ( ج 3 از 1 ، 382 ) علم نفس وجود غير مادى است و مانند وجود ذى مراتب است ، تمام مراحل ادراك و احساس و توهم و تخيل مراتبى از وجودند . 2 - در باب فاعل و اقسام چهار گانه آن گويد ( ج 2 از 1 ، 235 ) فاعل حقيقى كه مبدأ همه كمالات است وجود واجب است و غايت همهء فاعل‌ها و معشوق و مشوق آن‌ها ( همان ، 236 ) وجود حق است . همه