السيد جعفر السجادي
285
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
براى انسان علاوه بر آن حركت ذاتى جوهرى ، حركت ديگرى است به نام حركت ارادى كه به وسيلهء آن در طلب امرى كه آن را براى خويش امرى نيكو و كمالى بهتر و بالاتر مىپندارد ، مىكوشد و اين حقيقت ( يعنى حركت و تكاپوى فطرى به سوى اهداف و غايات ضرورى در نظام عالم ) در نظر آن كه حجاب و نقاب از ديدهء حقيقت بين او برداشته شده است ، كاملا مشهود و مكشوف است به خصوص در مورد انسان به علت وسعت دايرهء وجود او و برزگى قوس صعودى وى . زيرا براى هر فردى از افراد انسان از آغاز حدوث تا آخر عمر انتقالاتى فطرى و حركاتى است طبيعى جوهرى به نام حركت اشتدادى ( كه در هر مقام و مرتبهاى به اعتبار آن ، نام و نشان خاصى دارد ) . پس نخستين مرتبه و نشأة وجودى او بر حسب جسم و قالب او قوهاى است استعدادى ( به نام هيولاى مستعد قبول صورت انسانى ) سپس صورتى است به نام صورت طبيعيه كه ( در نتيجهء حركت و تحول و انتقال ) بر وى افاضه مىگردد و خاصيت و يا وظيفه آن صورت حفظ و نگاهدارى مزاج است جهت قبول تركيب و صورتبندى اجزا و اعضا و سپس صورت ديگرى به نام صورت معدنيه كه از كانون طبيعت و معدن ذات و جوهر او بر ماده بدن او افاضه مىگردد ، تا او را به سرحد كمال رشد و نمو برساند . سپس صورت حيوانيه كه به وسيلهء آن به اراده خويش حركت مىكند و محسوسات را ادراك مىكند و اين آخرين درجات و مراتب صور حسيه و ظاهريهء وجود او است . و نخستين درجات صور عقليه ، قوهاى است كه در نزد حكما « عقل منفعل » ناميده مىشود . سپس در مقامات مراتب تعقل از صورتى به صورت ديگرى انتقال و ارتقا يابد تا آن گاه كه به عالم عقلى و عقل فعال متصل گردد و به ملأ اعلى ملحق شود ، اگر توفيق الهى او را يارى دهد ، و يا آن كه در نتيجه رسوخ عقايد فاسد و آراى باطل درجات و مراتبى را طى كند ، و بالأخره در عالم ظلمات و تاريكىهاى جهل و فساد با شياطين و حشرات محشور شود ، در صورتى كه طبع پليد و شيطان باطن او را رهنمون گردد و خذلان و خسران قرين او شود . « 1 » پس نخستين چيزى را كه نفس اقتضا مىكند تكميل نشأة حسى و تعمير اين قالب و پيكر جسمانى است تا در نتيجه و توجه نفس ، مسكن و جايگاه قوا و نيروهاى وى و مركز تجمع عسكر و لشكريان او باشد ؛ و چون اين نشأة حسى تكميل يافت و اين مملكت بدنى و مقر و منزل جسمانى را از هر جهت تعمير و آمادهء استقرار و سكونت در آن نمود و نيروها و لشكريان او ( كه عبارتند از قواى جسمانى ) تقويت شدند ، آن گاه به تحصيل نشأة دوم و منزل ديگرى مىپردازد . پس به عالم ديگرى كه اعلى و اشرف از اين عالم و نزديكتر به جوار حضرت ربوبى است توجه مىكند و اين است معناى صراط خدا ، صراطى كه خلق را بر آن مفطور گردانيده ( تا بتواند به حكم فطرت بر اين صراط عبور كند ) پس استقامت و پايدارى بر اين صراط مفطور ( و طى درجات و مراتب آن بدانگونه كه انسان را به عالم عقلى و جوار ربوبى برساند ) همان صراطى است كه خداى متعال خواسته و پيامبران را به خاطر آن به سوى بندگان
--> ( 1 ) ترجمهء شواهد ، صص 408 - 411 .