السيد جعفر السجادي

274

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

بت‌پرستيدن و توحيد يعنى نفى شريك كردن از خدا و اعتقاد به وحدانيت او . توحيد . « 1 » شعور - شعور به معناى اطلاع و آگاهى است . صدرا گويد شعور عبارت از ادراك بدون استثبات است و اول مرتبت حصول علم به قوت عاقله است و چنان مىنمايد كه شعور ادراك متزلزل است و از اين جهت در حق خدا اطلاق نشده است . « 2 » شفاعت - شفاعت يعنى آن چه شخص به واسطه آن شفيع مىشود و آن نورى است كه از حضرت الهيت بر جواهر وسايط بين او و بين كسانى كه در هاويهء بُعد و دورى از خداوند سقوط كرده‌اند تابش نمايد . « 3 » پس متوسطان در سلسلهء موجودات عقول فعاله‌اند و سپس نفوس و سپس طبايع و سپس انبياء اوليا و علمايند . ملا صدرا گويد منظور از واسطه ، وسايط در فيض‌اند كه عقول ، نفوس ، طبايع باشند و در عالم انسانى ، انبيا ، اوليا و علمايند . او گويد : اشخاص متقوم به طبايع‌اند و طبايع متقوم به نفوس و نفوس متقوم به عقول‌اند و نور وجود از حق بر همه موجودات افاضه مىشود لكن افاضهء آن بر عقول مستقيم است و بر غير عقول بعضى بر بعضى به انعكاس است ، در اين دنياى خاكى نيز مردم به حسب حيات اخروى و وجود علمى معادى متقوم به علمايند و علما متقوم به اوليايند و اوليا متقوم به انبيايند و نور هدايت و وجود معادى از ذات حق تعالى بر جوهر نبوت افاضه مىشود و از جوهر نبوت در همه موجوداتى كه مناسبات آن‌ها با جوهر نبوت خوب باشد انتشار مىيابد از لحاظ كثرت محبت و مواظبت بر سنت‌هاى دين و ذكر و ياد خداوند . مثال اين نور آفتاب است هنگامى كه بر آب افتد كه از آن منعكس مىشود به محل مخصوص از ديوار ( نه بر همه ديوار ) از جهت مناسبت و وضع خاص آن موضع مخصوص پس اولين شرط فيض بردن از سوى خداوند وجود مناسبت است و سپس وجود واسطه كه پيامبر باشد و هر مناسبتى هم موجب استفاضه نخواهد شد و بلكه مناسبت مخصوص لازم است اول بين پيامبر و ذات حق و سپس بين آن فردى كه استفاضه مىكند بايد مناسبت خاص با واسطه كه حضرت پيامبر است داشته باشد و از اين جا است كه فرمود « و من اطاعنى فقد اطاع اللَّه و من ابغضنى فقد ابغض اللَّه » و مناسبات معنوى عقلى مقتضى اين است كه جواهر معنوى مستعد استفاضهء نور شوند و بالجمله شفاعت وساطت است و هر نوع وساطتى كافى نيست بلكه مناسبت خاص لازم است . يعنى محتاج به فيض و شفاعت بايد مناسبت خاص با پيامبر و اوليا و بالأخره وسايط داشته باشد . به هر حال توضيح داده شد كه شفيع كسى است كه روز قيامت براى بندگان گنه‌كار به نزد خداوند وساطت كند و در قرآن آمده است كه شفاعت بايد با اذن خدا باشد اذن را تفسير كرده‌اند به وجود مناسبت خاص . در تفسير مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ كه پرسش انكارى است آمده است كه كفار گمان مىكردند كه بتان شفيع آن‌ها بوده و واسطه بخشش گناهان آنان خواهند شد از اين رو به آن‌ها انكار مىشود خداوند اين انديشهء باطل

--> ( 1 ) تفسير ملا صدرا ، ج 4 ، ص 74 . ( 2 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 119 . ( 3 ) تفسير ملا صدرا ، تفسير آية الكرسى ، ص 125 .