السيد جعفر السجادي
249
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
تجدد و سيلانند و نيست مىشوند و موجود مىشوند و جوهريت آنها در هر آنى تبديل مىشود چگونه نفس تشخص و هويت اين همانى خود را حفظ مىكند به عنوان يك امر وحدانى و بالأخره ، خود كالبد چگونه تشخص و تعيّن خود را حفظ مىكند كه فرضا انسان سال قبل همان انسان امروز باشد دربارهء مشخصات بدنى و نفسانى ملا صدرا گويد هر يك از اين قوتها با وجود تبدّلات و تجددات بسيار ، هويت متجدهء خود را به يك هويت ثابته كه اصل ناميده است حفظ مىكند و آن اصل يا هويت ثابته قوهاى است فوق همهء اين قوتها كه منتهى مىشود به امرى كه ثابت الذات است و آن قوه فصل اخير است و صورت محصل او است ، ظاهرا منظورش صورت نوعيه و يا رب النوع است وى گويد : ماده متبدّل است و در عين اينكه صورتهاى جسميّه آن در تبدلند ، صورت نوعيه هر يك از آن قوتها ثابت است و باقى است و از عالم عقول فيض دريافت كرده به قوتهاى متبدله رساند . ملا صدرا گويد ابن سينا در اين امر سخت به مانده است زيرا اهل مكاشفه نبوده است و اين امر را تنها اهل كشف و شهود و مكاشفه نتوانند دريابند و نه از راه استدلال و اين مكاشفات تنها از راه رياضتها و مجاهدتها در خلوات به دست آيد ، ابن سينا همهء مسائل را با عقل لنگ خود خواسته است حل كند لا جرم درمانده است و بديهى است با روشى كه ابن سينا و شاگردان و پيروانش داشتهاند ره به جايى نبردهاند و نمىبايست مىبردند . « 1 » پس معلوم شد كه نفس ناطقه كه روح انسانى است از نظر فلاسفه مجزا و غير از روح حيوانى است و غير از قلب است زيرا قلب و روح حيوانى نوعى از اجسام و اجرامند و با فساد بدن از بين مىروند و آنچه باقى مىماند روح انسانى و نفس ناطقه است و آنها هر يك « بدن و روح » منفك از ديگرند . زيرا روح بخارى بنابر تعريفى كه شده است جسم حار لطيفى است كه از لطايف اخلاط اربعه حادث مىشود و بدن قشر و غلاف آن است و روح بخارى روح نفسانى و حيوانى و طبيعى است و حامل قواى حيوان و نبات است و منبع آن قلب صنوبرية الشكل است . روح بخارى را روح غريزى و روح طبى هم گفتهاند . لكن صدرا در عين حال كه ميان آنها امتياز و فرق گذارده است آن نوع تفكيك و جدايى خاصى را كه فلاسفهء ديگر قايل شدهاند قبول ندارد . او گويد روح علوى سماوى از عالم امر است و روح حيوانى بشرى از عالم خلق است و محل روح علوى است و روح حيوانى جسمانى است و حامل قواى حس و حركت است و اين روح در ساير حيوانات هم منبع فيضان قواى خاصى است و روح علوى در روح حيوانى ساكن شده و آن را متطور به نفس مىكند . رؤيا - رؤيا كه در فارسى از آن تعبير به خواب ديدن مىكند عبارت از صور و وقايع و امورى است كه در خواب براى انسان پديدار و مجسم مىشوند و بعضا ديده شده است كه وقايعى در عالم خواب براى اشخاصى نمودار مىشود كه در عالم بيدارى و يقظه آن وقايع
--> ( 1 ) اسفار ، ج 4 ، صص 158 به بعد و مبدأ و معاد ، ص 185 .