السيد جعفر السجادي
247
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » آنچه براى اهل نظر مسلم شده است آن كه غير از اعضا و جوارح و ابدان مادى امر ديگر هست كه منشأ احساسات و ادراكات و تعقلات و حركات و سكنات و فعل و انفعالات ارادى و غيره است : و اين امر مسلم است كه منشأ ادراك و تعقلات و احساسات و آثار و خواص ديگر در تمام موجودات يكسان نيست . و اين امر مسلم است كه هر يك از موجودات را آثار خاصى است كه موجب امتياز آنها از يكديگر است . از اين جهت براى روح و نفس اقسام و انواعى قايل شدهاند ( نفس جمادى ، نباتى و حيوانى ) فلاسفه عموما قايل به سه امرند قلب - روح بخارى ، نفس يا روح مجرد و گويند قلب عبارت از جسم لطيف صنوبرية الشكل است و مركب روح بخارى است كه روح حيوانى است و منشأ حيات و حس و حركت است و در تمام حيوانات هست و سارى در تمام اعضاى بدن است و روح بخارى مركب نفس است كه منشأ ادراكات كليه و تعقلات بوده و ذاتا مجرد است . و به اين ترتيب روح حيوانى برزخ ميان قلب و نفس ناطقه و واسطه در تعلق نفس ناطقه است يا بدان و در مقام تعريف آنها گفتهاند كه روح حيوانى عبارت از بخار لطيف شفافى است كه منبع آن تجويف چپ قلب است و واسطهء تدبير نفس است و روح انسانى امر لطيفى است كه مستند عالميت و مدركيت انسان است و راكب و متعلق به روح حيوانى است . « 1 » روح اعظم - مراد از روح اعظم امر اعلاى حق و عقل اول است و از آن تعبير به ملك مقرب هم شده است كه مشتمل بر ملايكهء زيادى است كه آنها جنوداللَّهاند و بالجمله عالم عقول و نفوس مجرده را عالم روحانيات گويند . « 2 » روح الهى - اين اصطلاح را ملا صدرا در تفسير سوره واقعه به كار برده است و مىگويد در دل انسان قوتى است كه نور الهى نامند كه فرمود « أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ » ( زمر ، 22 ) كه گاه آن را روح الهى نامند كه فرمودند « فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » ( الحجر ، 29 ) و آن غير روح حيوانى است زيرا روح حيوانى از عالم خلق است و روح الهى از عالم امر است كه فرمودند « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » « 3 » ملا صدرا در تفسير بزرگ خود گويد : « 4 » روح بخارى سايه روح الهى است و محل استواى آن . روح حيوانى - دربارهء چگونگى رسيدن فيض از عقليات و مجردات به اجسام طبيعى مادى همواره مسأله مشكل بوده است زيرا بين ماده و جسمانيات و ارواح عقليهء مجرده سنخيت وجود ندارد ازين رو فلاسفه قايل به حدّ فاصل و برزخ شدهاند كه از جهتى با اجسام و ماده سنخيّت داشته باشند و از جهتى با مجردات فلاسفه دو برزخ و واسطه بين مجردات و ماده براى افاضهء فيض از مجردات به ماديات قايل شدهاند . برزخ اول جسم لطيف نورانى است كه
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، ص 127 و ج 4 ، ص 157 و مبدأ و معاد ، ص 185 . ( 2 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 47 و مبدأ و معاد ، ص 92 . ( 3 ) تفسير سورهء واقعه ، ص 157 . ( 4 ) تفسير ، ج 6 ، ص 57 .