السيد جعفر السجادي
201
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
با اهداف موجودات عالم سفلى است ، لذا اين حركات دوريهء دائمى براى مقصدى است عالى و عقلانى ولى نه به قصد اينكه خويشتن را به آن ذات مجرد عقلى برساند و همانند او گردد بلكه به قصد تشبه با او در صفات و خصوصيات و چون هدف او تشبه با عقل مجرد است . لذا همواره مىكوشد كه اوضاع و نسب مختلفهء خود را كه در ذات وى بالقوه باقى مانده است ، به تدريج از قوه به فعليت برساند . زيرا ممكن نيست كه كليهء اوضاع و احوال و نسب بالقوه خود را دفعتا از قوه به فعليت برساند . ( و چون اوصاف و كمالات موجود در ذات عقل ، غير متناهى است و نفس فلك اطلس ، طالب تشبه با او است در كليهء اوصاف و كمالات ، لذا حركات مستدير فلك نيز دائمى و غير متناهى است ) . ديگرى از وجوه و طرق ( دلالت حركات عناصر بر وجود ملايكهء عقلانى الوجود ) اين است كه حركات اجسام نباتى كه به سبب ايراد غذا و امساك و جذب آن در بدن و دفع فضولات و زوايد آن ، مؤثر در بقاى شخص و به سبب توليد مثل ، موجب بقاى نوعند دلالت دارند بر وجود مدبرى عقلى و ملكى روحانى ( كه ناظر بر حركات و اعمال و افعال و حافظ نظام آنها باشد ) . « 1 » ديگر از طرق دلالت ، اين است كه حركات عناصر متفرق و پراكنده به سوى يكديگر و اجتماع آنها با يكديگر و سپس استحاله و دگرگونى آنها در كيفيات متضاد با هم به قصد حصول مزاجى متوسط و معتدل ما بين اضداد ، محتاج است به وجود قدرتى ما فوق طبيعت كه عناصر متضاد با هم را به اتصال و التيام با يكديگر مجبور سازد و آنها را از تشتت و تفرقه و جدايى از يكديگر باز دارد و اين موجود مقتدر ، ناچار امرى است غير از وجود عناصر و غير از مزاج حاصل از اجتماع آنها . پس اين موجود ، از نظر شخص مولود حاصل از عناصر ، نفسى است كه به وى تعلق يافته و حافظ شخص او است . و نفس ، خود نيز محتاج به موجودى است اعلى و اشرف از خويش ؛ و نيز اين امر از نظر نوع جسم مولود ، موجودى است عقلانى الوجود به نام « رب النوع » كه توجه و عنايت به نوع دارد . ديگرى از طرق دلالت ، اين است كه براى هر حركتى بالطبع ، غايتى است و براى هر غايتى ، غايت ديگرى است تا آنكه بالأخره منتهى گردد ، به وجود غايتى عقلانى . زيرا در هر موجود ناقصى دو نيروى غريزى است به نام عشق و شوق كه خداى بزرگ در نهاد وى قرار داده تا با نيروى عشق كمال نخستين را حفظ كند و با نيروى دوم كمال دومين را طلب كند . تا بدين وسيله يعنى به وسيلهء درخواست و تقاضاى سافل از عالى و توجه و عنايت و فيض بخشى عالى به سافل ، نظام عالم وجود مرتب و منظم گردد . همانطور كه خداى متعال در آيهء شريفهء « رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى » ( پروردگار ماست كه داد به هر چيزى آفرينش آن را - سورهء طه ، آيهء 50 ) بدين مطلب اشاره فرموده و ما نيز همين طرق شريف و وثيق را به قصد دخول به مقصود و اثبات وجود غايات عقليهء علويه براى حركات طبيعيه و نفسانيه پيموديم ( و از همين طرق ، وجود غايات عقليه و موجودات عقلانى الوجود را در نظام علوى ثابت نموديم ) .
--> ( 1 ) ترجمهء شواهد ، ص 165 .