السيد جعفر السجادي

195

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

المختلفة ، و ارادة غيره على نظام واحد لبساطته ، و هكذا حكم النبات ، و ان كان فيه تركيب اجسام مختلفة ، الا ان لقواها ؟ ؟ ؟ غرضا واحدا ، لا حاجة لها وافرة الى اسباب خارجة عن ذاتها ، و دواع مختلفة خارجة عن قصدها . « 1 » حركت - حركت خروج از قوت به فعل است . قوت و فعل ، قوت در برابر فعليّت است و صرف استعداد شىء است و آن مبدأ تغيير در اشياء است ، مبدأ تغيير و حركت از چيزى به سوى چيزى ديگر كه مراحل فعليّت باشد كه از ديدگاه ملا صدرا طبق معمول او ، حركت در مراتب وجود است ، دانهء گندم قوهء اين را دارد كه سبز شود ، رشد كند ، به مرحلهء بارورى رسد و بارور شود و صدها دانهء گندم از آن توليد شود اين صدها دانهء گندم بالقوه در وجود دانه گندم نهاده شده است كه در هر آن صدها صورت عوض مىكند تا به مرحلهء بارورى برسد . هر يك از مراحل فعليّت‌ها نيز قوه است براى فعليت بعدى . صورت‌هاى بىحسابى كه عوض مىكند مراحل فعليت است و اين به قول ملا صدرا تكامل وجودى است . اين قوّت خود نوعى از فاعليت است و معنى ديگر قوت معنى انفعال است در برابر قوت فاعلى كه اقسام فاعل‌ها را در محل خود بيان كرديم و باز هم در مطاوى مباحث خواهد آمد كه فاعل يا در فعلش اراده و شعور وجود دارد و يا ندارد و قوهء منفعله هم گاه در اجسام است و گاه در ارواح و ماهيت هر يك از آن‌ها يا نحو قبول است يا نحو حفظ . ملا صدرا مىگويد اشياء هر اندازه اشدّ تحصّلا باشند اكثر فعلا و اقلّ انفعالا هستند و هر اندازه اضعف تحصلا باشند اقل فعلا و اكثر انفعالا مىباشند . « 2 » ترسيم حركت : وى در بيان رسم حركت گويد : موجودات يا از كل جهات بالفعل‌اند يا از كل جهات بالقوه‌اند كه اين قسم متصور نيست مگر در هيولاى اولى و يا از وجهى بالقوه و از وجهى بالفعل‌اند . در اين مورد است كه در شأن او است كه همواره از قوت خارج شده فعليت يابد و باز از آن فعليت كه خود قوهء مرحلهء ما بعد است خارج شود و فعليت دوم و همين‌طور . . . يابد و معنى حركت همين است يعنى خروج از قوت به فعل است . پس حركت موجودى تدريجى الحصول و الوجود است و دو معنى دارد : 1 - امر متصل ذهنى از مبدأ فرضى تا منتهاى فرضى ، اين امر ممتد وجودش ذهنى است 2 - امرى كه در خارج است و وجود خارجى دارد كه بدون جسم است بين مبدأ و منتهى و به عبارت ديگر سيلان تدريجى بين مبدأ و منتهى كه هر آن در وضع خاص است به نحوى كه هر حدى كه فرقى شود در وسط ، قبل و بعد در آن نخواهد بود چون جزء قبل باطل و جزء بعد حاصل مىشود و همين‌طور ، حركت به معنى اول را حركت قطعى و حركت به معنى دوم را حركت توسطى نامند . كه به قول ابن سينا حركت به معنى اول وجود خارجى ندارد . ملا صدرا اين را قبول ندارد و گويد وجود هر چيزى مناسب با خود او است . « 3 » در بارهء تحقيق اين نوع از وجود گويد :

--> ( 1 ) مفاتيح الغيب ، ص 503 . ( 2 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 61 - 110 . ( 3 ) همان ، صص 25 - 177 .