السيد جعفر السجادي
190
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
وجودشان نيز سابق بر عدمشان مىباشد به نحو سابق زمانى . صدرا گويد : و جملهء موجودات اعم از مفارقات و غيره حادثاند به نحو حدوث ديگرى كه فقر ذاتى باشد يعنى بودن شىء متعلق الذات به جاعل خود . او بر مبناى خود در مورد حركت جوهريه ، عالم جسمانى را حادث به حدوث زمانى تجددى مىداند و موجودات عالم را طرا و كلا از مفارقات و غيره حادث به حدوث ذاتى مىداند كه به نام فقر ذاتى خوانده است . « 1 » حدوث و قدم حاشيتين وجود - ملا صدرا مىگويد براى وجود مطلق دو حاشيه است حاشيهء اول واجب الوجود است كه در غايت شرف است زيرا در فعل و كمال غير متناهى الشده در كمال و غير متناهى القوه است در فعل . « 2 » حاشيه دوم هيولى است يعنى هيولاى اولى كه در نهايت خسّت است زيرا غير متناهى القصور از كمال است و غير متناهى الامكان و قوت است در انفعال و آن قدر در درجهء پايين است كه وجودى به سوى آن نزول نكند و رايحهاى از وجود استشمام نمىكند و نكرده است مگر بعد از مرور بر همه اوساط مترتبه و چنانكه گفته شد همانطور كه اثبات موجودات متوسطه به قاعده امكان اشرف ممكن است همانطور هم ممكن است اثبات بسيارى از متوسطات را به قاعده امكان اخسّ كه در بسيارى از مواضع مورد استفاده قرار گرفته است . و بالجمله صدر الدين دو طرف وجود را دو حاشيهء وجود ناميده و گويد وجود مطلق را دو حاشيه و طرف است كه يك طرف آن واجب الوجود قرار گرفته است و طرف ديگر آن هيولاى اولى . طرف و حاشيهء اول در غايت شرف و نوريت است و طرف و حاشيهء ديگر آن در غايت ظلمت و خست است و متوسطات متفاوتند بر حسب قرب و بعد از مبدأ اعلى . « 3 » حافظه - قوت حافظه قوتى است كه مترتب در تجويف اول دماغ است و عبارت است از خزانهء و هم و نگهبان صور وهميه است چنان كه خيال خزانهء حس مشترك است . حافظه را ذاكره و مسترجعه هم ناميدهاند از جهت قدرت و توانايى آن بر بازگردانيدن صورى كه از خزانهء مخصوص بيرون رفته باشد . « 4 » حال - حال يكى از كيفيات نفسانيه است زيرا امور نفسانى را قبل از ثبات و استحكام و در به دو تكوين حال مىنامند و بعد از ثبات و استحكام ملكه نامند . « 5 » حد - ملا صدرا دربارهء تعريف حد نظرات مختلف دارد وى در يك جا گويد : « 6 » حد به نزد حكما گفتارى است دال بر تصور اجزاى شىء و مقومات آن پس هر آنچه را جزيى نباشد حدى نخواهد بود و هر آنچه را حدى نباشد برهانى بر او نخواهد بود هر لفظى كه براى معنى اجمالى وضع شده باشد و قابل تحليل به معانى متعدد باشد كه با الفاظ متعدد آن معانى را بتوان بيان كرد اول ( معانى اجمالى )
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 49 - 52 . ( 2 ) همان ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 257 . ( 3 ) همان ، صص 257 - 259 . ( 4 ) مبدأ و معاد ، ص 182 . ( 5 ) اسفار ، ج 3 ، ص 17 و ج 4 ص 110 . ( 6 ) تفسير ملا صدرا ، ج 4 ، ص 46 .