السيد جعفر السجادي

186

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

صدرا گويد : مفاهيم اشيا از نظر انتساب به خارج بعضى موجود بالذات‌اند و بعضى موجود بالعرض . مثال اول قضيه « انسان حيوان است » مىباشد كه وجود منسوب به انسان به عينه وجود منسوب به حيوان است . مثال دوم قضيهء « زيد اعمى » و يا « زيد ابيض » مىباشد كه وجود منسوب به زيد به عينه وجود منسوب به عمى و بياض نيست و به واسطهء نوعى از مجاز و علاقهء محمول به موضوع مىباشد پس موجود بالذات و مستقل موضوع است و وجود او بالعرض ، منسوب به محمول است و اين نوع از موجوديت غير محدود است . موجود بالذات هم يا ماهيت او عين انيت او است به اين معنى كه او را ماهيتى نيست و اكمل انيات است و علاوه بر وجود او را ماهيتى مىباشد قسم اول واجب الوجود است و قسم دوم كه وجودش غير ماهيتش مىباشد و وجود بالذات نيست مراتبى دارد كه اقدم اقسام و مراتب آن جوهر است زيرا كه اين گونه موجودات ( قسم دوم ) يا در محلند يا نه و مراد از آن‌كه موجودى در محل باشد آن است كه وجودش در چيز ديگر باشد و مانند جزيى از آن هم نباشد كه مجامع با او شود « مانند صورت و ماده » و آن عرض است و اگر موجود در محلى نباشد و بلكه وجودش مستقل بالذات باشد جوهر است . جواهر بر پنج قسم‌اند به اين بيان كه يا جسم و جسمانىاند و يا مفارقند قسم اول يا حال است و يا محل و يا مركب از حال و محل ، اول صورت دوم ماده و سوم جسم است . « 1 » و آن‌چه مفارق است با تعلق تدبيرى به بدن دارد و به عبارت ديگر يا در وجود بىنياز از محل است . « بنابر قول غير صدرا » و در فعل نياز به محل دارد كه نفس است و يا نه در وجود و نه در فعل احتياجى به محل ندارد كه عقل گويند . صدرا گويد : بهتر اين است كه گوييم جوهر اگر قابل ابعاد سه گانه باشد جسم است و اگر قابل ابعاد سه گانه نباشد يا جزء آن جوهرى است كه قابل ابعاد است ( جزئى كه فعليت جسم به آن باشد چه آن‌كه در جنس او باشد و يا در نوعش ) صورت نامند ( نوعيه و جسميه ) اعم از صورت امتدادى و يا طبيعى و نوعى و يا جزيى است كه جسم به آن بالقوه است ماده نامند و يا جزء جسم هم نيست و در اين صورت يا متصرف در جسم است بالمباشرت نفس گويند و الا عقل . و بالجمله جوهر عبارت از موجود لا فى موضوع است و بر پنج نوع است ، صورت ماده ، جسم ، نفس و عقل كه هر يك در محل خود مورد بحث قرار خواهد گرفت . « 2 » جوهر فرد - يكى از مسائل مهم عقلى كه از قديم الايام مورد توجه قرار گرفته است بررسى در حال و چگونگى تكوين اجسام عالم است بر اين مبنى كه مبدأ تشكيل اجسام و متصلات موجودهء در عالم چيست و از چه چيز تركيب يافته‌اند و به عبارت ديگر واحدهاى تركيب كننده اجسام چه امور و اجزايى هستند . شكى نيست كه اجسام و متصلات را ما مىتوانيم منفصل و متفرق كرده و منحل با اجزايى بنماييم و آن‌ها را نيز به اجزا و ذرات ديگر تقسيم و تجزيه نماييم و اين وضع امرى

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، صص 277 ، 280 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، سفر 2 ، صص 38 - 45 .