السيد جعفر السجادي
11
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
دانشمندان گويند « 1 » بدان جهت ملا صدرا حكمت خود را متعاليه ناميده است كه به زبانى بالاتر از زبان فلسفهء معمولى مشاء و اشراق سخن گفته است . وى تفوق و تعالى آن را به اين مىداند كه ملا صدرا بر خلاف فلاسفهء ديگر محور كل فلسفهء خود را بر وجود نهاده است كه وجود را اصيل مىداند و كليهء مسائل فلسفهء الهى را با ديدگاه خاص خود در باب اصالت وجود و وحدت آن حل مىكند . چنان كه خواهيد ديد از ديدگاه او همه چيز مراتب وجود است . اسماء اللَّه و صفات و افعال هم مراتبى از وجودند و پارهاى ديگر بر اساس جامعيّت فلسفهء ملا صدرا ، متعالى بودن را توجيه كردهاند . كه تلفيق بين مشاء و اشراق و آيات و روايات باشد . خود ملا صدرا در مواردى حكمت متعاليه را با بيانى تلويحى توجيه كرده است . وى در باب معلول اول يا عقل اول و بيان ماهيت آن گويد : معلول اول و هر معلولى عبارت از شؤونات نازله وجودند و وجودشان وابسته به وجود كامل فوق كمال است و اين امر و معنى ( ج 1 ، از سفر اول ، 193 ) طبق روش حكمت متعاليه روشن است و اما بر اساس حكمت شايعه . . . و بنابر اين منظور از حكمت متعاليه حكمت وجودى است . در جاى ديگر ( ج 1 ، از سفر اول ، 330 ) بيانى دارد كه اين معنى را افاده مىكند كه حكمت متعاليه لب و مغز عرفان است و آن شهود وجود است و در جايى ديگر ( ج 1 ، از سفر سوم ، 14 ) بيانى دارد كه مفيد اين معنى است كه حكمت متعاليه حكمتى است ايمانى و نه يونانى كه بازگشت آن به حكمت وجودى است . روش كار و استفادهء او از عمدهء كتب فلاسفه و عارفان و متكلمان ظاهرا چنان مىنمايد كه فلسفه ملا صدرا تلفيقى است از حكمت ذوقى و بحثى و عرفان و آيات و روايات و از اين رو پارهاى او را حكيم التقاطى مىدانند در حالى كه در واقع چنين نيست . ملا صدرا از حكمت ذوقى هم از شاخهء يونانى آن يعنى انديشههاى افلاطون و فيثاغورس و رواقيان و هم از شاخهء اسكندرانى آن يعنى انديشههاى نوى نو افلاطونيان و نو رواقيان و هم از شاخهء ايرانى آن يعنى انديشههاى شهاب الدين سهروردى از يك سو بهره گرفته است چنان كه بيايد و از سويى ديگر از انديشههاى ارسطو بنيانگذار حكمت مشاء و پيروان او در يونان و تمدن اسلامى كه وارث كل حكمت مشاء على التحقيق فارابى و ابن سينا مىباشد نيز بهرهها برده است و علاوه از سخنان عارفان بزرگى مانند حلاج ، بايزيد و محيى الدين و كسانى ديگر استفاده كرده است و چون فيلسوفى است مسلمان در جهت حكمت ايمانى توجه كامل به مفاد آيات و روايات داشته است و لكن نقل انديشههاى بزرگان فلاسفه و عارفان و اهل كلام نه بدين معنى است كه فلسفهء او فلسفهء تلفيقى است و بلكه در تمام مباحث غرضش بيان اقوال و آرا است و نه پيروى از آنها . چنان كه از مباحث مطروحه در كتاب روشن مىشود ، ملا صدرا در هر مبحث نظر خود را نخست بيان مىكند و سپس به نقل و نقض و يا احيانا تأييد نظر ديگران مىپردازد و در مواردى از آيات و روايات در جهت تأييد نظر خود استفاده مىكند .
--> ( 1 ) دكتر مهدى حائرى يزدى ، مجلهء ايران شناسى چاپ امريكا ، شماره 4 ، سال چهار ، 1371 ، ص 71 .