جلال جلالى زاده
90
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ب باء يكى از حروف معانى بوده و داراى معانى متعددى است . باب الكتاب : مجموعهاى از احكام كه موضوع واحدى آنها را گرد هم مىآورد . باحث : پژوهشگر ، كسى كه مقيد به مذهب خاصى نيست . باحث عن الحكم الشرعى : يا در اثبات آن تحقيق مىكند يا در نفى آن . در اولى لازم است به ادلهاى مانند كتاب ، سنت ، اجماع و قياس استناد كند . در دومى كه دليل نيست از آن به برائت اصلى تعبير مىكنند . يعنى آنچه كه شرع متعرض آن نشده كه بر نفى اصلى مىماند . بارع : ماهر ، كسى كه بر همتايانش پيشى گرفته باشد . مجتهدى كه در تحكيم ادلهى مذهب خود و شناخت منابع مخالفانش مقيد و توانمند مىباشد ، به گونهاى كه قادر به دفاع از مذهب و رد ايرادها و اعتراضها باشد . باطل : هرگونه تصرفى كه از نظر اصل و وصف قابل اجرا نبوده و هيچگونه آثار شرعى بر آن مترتب نباشد و داراى اركان و شروط معتبر نباشد . آنچه كه از هرجهت فاقد مفهوم بوده هرچند در ظاهر موجود باشد و اين هم يا به سبب نداشتن اهليت است ، مانند فروختن مال ديگرى به وسيلهى كودك و يا به سبب نداشتن محل ، مانند عقد محارم يا فروختن معدوم كه اين دو عقد باطل و هيچگونه آثار شرعى بر آن مترتب نمىشود . باطل در اصل صحيح و مفيد فايده نيست و در نزد شرع اهميت و اعتبارى ندارد . در نزد شافعيه باطل مترادف با فاسد است ، مگر در حج كه با ارتداد باطل مىشود ، ولى با و طء فاسد مىشود و بايد آن را كاملا انجام دهد . به عبادت باطل ترتيب اثر داده نمىشود و قضا به وسيلهى آن ساقط نمىشود و با امر موافق نيست . حنفيه گفتهاند : اگر نهى به اصل برگردد ، باطل است . مانند نماز بدون شرط و اركان و اگر به وصف برگردد ، فاسد است . مانند روزهى عيد قربان كه اعراض از ضيافت الهى است . باعث : واداركردن به كارى